تبليغاتX
EZDEVAJ

EZDEVAJ

ازدواج دختر وپسر جهیزیه مقاله آموزش زناشوئی شب زفاف

توصیه به جوانان در آستانه ازدواج و خانواده های جوان


برای یك زندگی مطلوب و منطبق بر اصول اخلاقی ، مسئله مهم میزان آگاهی و تقیّد كسانی است كه می خواهند با تشكیل خانواده بهره مناسبی از گذران عمر بگیرند. به طور معمول برای دادن اطلاعات از بایدها استفاده می شود، ولی در این مقاله بنا براین داریم كه از نبایدها شروع كنیم و نتیجه گیری اصلی را به عهده شما بگذاریم.

1-   ازدواج نباید بدون توجه به شرایط و موقعیت های زوج جوان صورت گیرد.

این پسرو دخترند كه بایستی با تلفیق مجموعه ی توان ها و توانمندی های خود ، به یك زندگی سروسامان دهند نه دیگران . یكی از مشكلات اساسی زوج های جوان درجامعه ما این است كه جوان با یك فكر و اندیشه ی آرمانی در صدد رسیدن به یك مدینه فاضله است و این گونه تفكر به او اجازه نخواهد داد تا واقعیت های موجود را احساس ولمس كند. از سوی دیگرواقعیت های موجود درجامعه ، خود را به گونه ای دیگر جلوه می دهند واولین تضاد این گونه ایجاد می شود. ازاین رو بهترین زندگی را كسانی دارند كه بتوانند از این جدال و تضاد به عاقبت رهایی یابند.

ازجمله شرایط و موقعیت ها، شرایط اجتماعی و فرهنگی زوج جوان یعنی طبقه و پایگاه اجتماعی پسر ودختر است كه بایستی این شرایط همخوان باشد. از شرایط دیگر ، تناسب جسمی و سنی زوج است كه براساس دیدگاه ها ی بزرگان دین و همچنین روان شناسان ، بایستی به میزانی معین از رشد جسمی و سنی رسیده باشند و دقیق تر از رسیدن به این رشد، تناسب این دو با هم است . برای مثال اگر پسری همسری بزرگ تر از خود برگزیند ، یا فاصله سنی زوجین ده سال یا بیشتر باشد ، مشكلات عدیده ای برایشان  رخ می نماید كه مجال طرح آنها نیست .

2-   انگیزه ازدواج نباید شهوت وخوش گذرانی باشد.

برای ازدواج انگیزه های عالی و ارزشمندی چون پاسخ به ندای فطرت ، تلاش دربقای نسل، عمل به سنت رسول الله ، تكمیل و تكامل ، و ازهمه قوی تر اطاعت فرمان خداوند وجود دارد كه چنانچه هر كدام از اینها به عنوان انگیزه ازدواج باشد، لذت و شهوت وغریزه و... را به همراه خواهد داشت تا جایی كه برای این لذت و شهوت ثواب هم خواهد بود. اما اگر این ارزش های عالی ملاك قرار نگیرد ، چون آن خواست ها مادی وهدف هایی سهل الوصل اند، مداومت برآنها انسان را خسته ، سرخورده ومحدود خواهد كرد.

3-   ازدواج نباید همراه با انگیزه های مادی و دنیوی باشد.

ازدواج هایی كه برای رسیدن به عشق ، جاذبه های مادی و قدرت ومال و موقعیت اجتماعی یا دستیابی به امكانات و بهره های دنیوی انجام شود، به علت مادی ونسبی بودن این اهداف و به ویژه این كه در كوران حوادث و اتفاقات تحت تأثیر شدید قرار می گیرند و از بین می روند، معمولاً به نتیجه مطلوب نخواهند رسید.

4-   ازدواج نباید برای برآورده شدن خواست های دیگران باشد.

به طور معمول ، آرزوهای پدران و مادران ، ایده آل های آنان، خود سری ها و كج فكری های آنها یا حتی انتقام جویی آنان از زندگی ومحرومیت های قبلی شان ، فرزندان را به سوی ازدواج هایی سوق می دهد كه در آن یا بایستی یك طرف ، یك عمر مظلومیت و تحقیر را تحمل كند وگذشت وصبوری از خود نشان دهد وبه قول معروف بسوزد و بسازد یا این كه هر دو طرف ( زن وشوهر) خود را محكوم به پذیرش این تحكم بدانند یا با به دست آوردن اندك بهانه ای بخواهند خود را از این تحكم پذیری رها ساخته ، در نتیجه با طلاق یا جدایی یا ... زندگی را بر خود و خانواده ، ناگوار و تلخ كنند.

ناگوارتر از این ، خواست های افراد دیگری به غیر از پدر و مادر است. در بعضی جوامع دیده شده است كه دختر خون بهای مقتول است یا دختر به همراه مادر در خانه ناپدری یا ... زندگی كرده ، برای امرار معاش تن به سرنوشتی می دهد كه خود در شكل گیری آن نقش ندارد.

5-   انگیزه ازدواج نباید چشم وهم چشمی ها ومقایسه های اجتماعی باشد.

چه بسا مشاهده شده است كه پسر یا دختری تنها به خاطراین كه مادر یا پدرش می خواهد فرزندشان از دیگر هم سن وسال ها وبستگان كمتر و... جلوه نكند ناخواسته درگیرسرنوشتی می شود كه نه به صلاح اوست و نه خود نقشی درشكل گیری آن داشته است .

6-   ازدواج نباید بدون جلب نظر و راهنمایی و هدایت والدین باشد .

هرچند كه درموارد بالا ، معمولاً گناه متوجه پدران و مادران و جامعه است ، لیكن توجه به این نكته نیز ضروری است كه والدین بایستی به طور حتم درزندگی وتشكیل خانواده فرزندانشان نقش داشته باشند. یعنی لازم است حد ومرزها رعایت شود و فرزندان خودسرانه برای رسیدن به آن چه امروز می بینند اقدام به ازدواج نكنند. تناسب میان زوج جوان ، چنانچه همراه با نظر و راهنمایی والدین باشد ، نتیجه بخش خواهد بود.

7-   ازدواج نبایستی بدون مشورت وچاره اندیشی با بزرگترها صورت گیرد.

تجربه ای كه بزرگ ترها از زندگی خود آموخته اند در موقعیت هایی بایستی مورد استفاده كوچك ترها قرار گیرد. سخن بجایی است كه گفته شده است انسان باید دوبار زندگی كند ، باراول تجربه كسب كند و بار دوم با استفاده از آن تجارب گذشته ، یك زندگی سالم داشته باشد. انسان اندیشمند  با كمی تأمل به این نتیجه می رسد كه از آن جا كه دو بار زندگی كردن ممكن نیست پس به جای زندگی اول می توان از تجربه دیگران و پیشینیان بهره جست . البته این امر در مسئله ازدواج بسیار ضروری است ، چرا كه آگاهی نسبت به مسائل اجتماعی از یك سو و شناخت اصل و نسب و نژاد و ویژگی های اخلاقی هر فرد با توجه به تعلقی كه به اصل و نژاد خود دارد از سوی دیگر، در مسئله ی همسر گزینی و توافق زن وشوهر در زندگی بسیار مهم  و حساس است .

8-   ازدواج نباید بدون توجه به قوانین و دستورهای الهی اسلام باشد.

غریزه جنسی دربسیاری از موجودات زنده از جمله حیوانا ت وجود دارد وانسان نیز دراین ویژگی ، با حیوانات مشترك است . لیكن آن چیزی كه موجب تفاوت انسان از سایر حیوانات شده ، موقعیت ومقام ومنزلت انسان در نظام هستی است. به همان اندازه كه انسان در نظام هستی متمایز از سایر حیوانات ، از برتری و شرافت برخوردار است ، مسئله ی برآورده كردن غریزه نیز باید با شرافت ، ارزش و توجه همراه باشد. لذا مكتب حیات بخش اسلام برای رسیدن انسان به زمینه ای كه بتواند غریزه جنسی  را ارضا نماید، دستورازدواج و زوجیت مرد و زن را مطرح كرده ، بر مشروعیت آن تأكید دارد. دستورها و آداب خاصی كه اسلام برای زن و شوهر قرار داده ، همه برای حفظ شرافت وجایگاه انسان است تا جایی كه تمّرد و سرپیچی زن از شوهر را به نوعی مستوجب عِقاب دانسته و افراط و تفریط در این موارد را بین زن و شوهر مورد ملامت و سرزنش قرار داده است . بنابراین توجه به قوانین اسلام موجب سعادت وپیشرفت خواهد بود ودر هیچ موردی تاكنون قانونی بهتر ومتعالی تر از اسلام ارائه نشده است.

9-   در ازدواج، انتخاب همسر نباید بدون معیار وملاك باشد.

مكتب انسان سازاسلام وهمچنین روان شناسان برانتخاب همسر وتوجهی كه دراین بحث مورد نظر است تأكید فراوان دارند. همه ی این تأكیدات برای به كارگیری ملاك ومعیار در انتخاب است . آنچه در اسلام  به نام قانون كفویت مطرح است تعبیر بسیار جامع و پر محتوایی است كه بررسی آن درجایگاه خود نیاز به ارائه مقالات متعددی دارد كه در این جا به اختصار از آن خواهیم گذشت .

دركفویت همسران مسئله كفایت و جامعیت مطرح است وآن هم در ارتباط بین زن و شوهر ودر جنبه های جسمی ، جنسی ، عقلی ، فرهنگی ، علمی ، اخلاقی ، اجتماعی ، روحی وروانی ، دینی ، خانوادگی و ... مورد نظر است. آن دو باید همه این جنبه ها را به عنوان ملاك برای انتخاب همسر در نظر بگیرند.

10-     ازدواج نباید فقط تحت تأثیر عوامل اجتماعی صورت گیرد.

انگیزه های اجتماعی ، مخصوصاً آن دسته كه در ارتباط با گروه همسالان ، علت و انگیزه ی انجام فعالیتی می شوند، درازدواج  بایستی بسیار كنترل شده ودقیق مورد تحلیل و توجه قرار گیرند. این انگیزه ها اغلب آنی و زودگذر است وبسیاری از اوقات هم فریبنده و كاذب . دوست یابی ها، محبت ها وعشق های خیابانی  و كوچه بازاری كه معمولاً ازموارد منفی عوامل اجتماعی اند ومقبولیت عام اجتماعی نیز ندارند، باید در ازدواج كاملاً كنترل بشوند، زیرا اگر ازدواجی با این انگیزه ها وعوامل انجام شود دارای عاقبت و پایان خوبی نخواهد بود.

11-     ازدواج نباید مخالف امور ومقتضیات طبیعی باشد.

در نظام هستی كه نظامی دارای ضابطه وحساب دقیق است، مسئله زوجیت یكی از مسائل مهم است. زوجیت ، لازمه تكمیل وتكامل و ثمردهی هستی موجودات است و برای این امر مهم ، شرایط طبیعی نیز درنظر گرفته شده است . به عنوان مثال گرده افشانی گیاهان در زمانی معین به نتیجه خواهد رسید و ازدواج هم در كودكی یا میان سالی و پیری نتیجه خوبی نخواهد داشت . لذا لازم است در ازدواج  به این گونه امور و موارد دقت و توجه كافی شود

+ نوشته شده در  شنبه 4 خرداد1387ساعت 21:41  توسط NICK  | 

گفت و گوی دختر و پسر قبل از ازدواج

از مهم ترین و مؤثرترین راه های شناخت یكدیگر قبل ازدواج  صحبت و گفت و گوی رو در روی دختر و پسر است. لازم  و ضروری است كه دختر و پسر، " مذاكره ی مستقیم " داشته باشند و در فضایی آرام و بدون خوف و فشار از طرف دیگران، مسائل و نظرات خود را بررسی كنند. این گفت و گو باید خونسردانه  و با آمادگی قبلی باشد. بین تصمیم گفت و گو و انجام آن ، باید فاصله باشد تا طرفین بتوانند خود را آماده كنند و آنچه را می خواهند مطرح كنند، یادداشت نمایند.

اگر این مذاكرات ، چند جلسه و با فاصله ی زمانی بین جلسات باشد ، بهتر است . به طور كلی ، هرچه" وقت " نیاز دارند ، باید در اختیارشان گذارده شود.

یكی از فایده های مهم این گفت و گوها این است كه : از سخنان شخص و صحبت با او، می توان تا حد زیادی به مكنونات درونی اش پی برد و از احوال و صفاتش آگاه شد .

امیرمؤمنان (ع) دراین باره  می فرمایند:


" انسان هرچه را در دل و درونش پنهان كند، از لغزش های زبان و حالت های چهره اش آشكار می شود!".این یكی از اصول روان شناسی است كه امام به این گونه بیان فرموده اند كه : مسائل پنهانی و احوال درونی انسان، گاهی از زبان او می پرد و گاهی قیافه و حالات چهره اش به آن گواهی می دهد. و این دریچه ی خوبی برای راه یافتن به درون و ضمیر باطن اشخاص است .

پدران و مادران – كه سعادت فرزندانشان را  می خواهند – باید آنان را در این مسئله ی مهم یاری كنند و زمینه ی انجام آن را فراهم نمایند و آرامش لازم را برایشان به وجود آورند. مبادا – خدای ناخواسته – از این كار جلوگیری كنند و تعصب بی جا به خرج دهند. این گفت و گو ، از نظر اسلام و عقل ،  پسندیده است . مبادا از اسلام ، داغ تر شویم و از پیغمبر اكرم ، مسلمان تر! بسیار دیده ایم كه پدر و مادر دختر، از این گفت و گو ممانعت می كنند و این كارشان را به حساب اسلام و غیرت می گذارند! در صورتی كه اسلام و غیرت ، حكم می كنند كه وسائل سعادت و خوشبختی فرزندان را فراهم كنیم . و این گفت و گو، در سعادت و تفاهم بین زن و شوهر ، تأثیر به سزایی دارد.

دستور كار جلسه!

موضوعات قابل طرح در این گفت و گو و مذاكرات ،  مختلف است ؛ زیرا افراد ، عقیده ها ، آرمان ها ، هدف ها و خواسته های آنان ، گوناگون هستند. اما بعضی از مطالب، عمومی است و لازم است مطرح شود و روی آنها مباحثه صورت گیرد . بنابراین بعضی از آنها را بیان می كنیم تا جوان بتوانند از آنها به عنوان "دستور كار جلسه !" استفاده كنند:

1-  

بیان خط مشی كلی زندگی آینده

2-  

گفت و گو درباره ی اهداف آینده :بیان هدف هایی كه قصد دارند در زندگی آینده شان دنبال كنند. هدف ها و آرمان های علمی ، اخلاقی ، اجتماعی ، شغلی و...

3-    بیان صادقانه صفات و اخلاق و خصوصیات خود

4-    بیان خواسته ها و انتظارات طرفین از یكدیگر

5-    بیان نظرات خود درباره ی چگونگی برخورد و رفتار و رابطه با خانواده و بستگان و خویشان یكدیگر

6-    طرح نظرات خود درباره ی شیوه ی تربیتی فرزندان آینده

7-    بیان عیب ها و نواقص و بیماری های خود ( دقت!)

اگر دختر و پسر، بیماری یا عیب و نقصی دارند، صادقانه و بدون كم و زیاد، به یكدیگر بگویند؛ زیرا:

اولاً : این كار، واجب است و پرده پوشی و مخفی كردن عیب ها ، " تقلب " و " تدلیس" و " كلاه گذاری " و" خیانت " محسوب می شود و حرام است.

ثانیاً: اگر از اول گفته شود،  طرف مقابل ، یا او را با همان عیب می پذیرد و یا رد می كند . اگر پذیرفت ، خود را برای تحمل آن آماده می كند و او را انسانی صادق و بی تقلب و با شهامت می بیند و محبتش را به دل می گیرد و خود را در آینده " فریب خورده"  احساس نخواهد كرد . اما اگر گفته نشود و بدون آگاهی طرف، وصلت صورت گیرد، در آینده از آن عیب و نقص باخبر خواهد شد و خود را " فریب خورده " و " خسارت دیده " و همسر و خانواده ی او را " فریبكار" و " خیانتكار " می بیند ... و آن گاه مشكلات فراوانی به بار خواهد آمد. محبت همسر از دلش بیرون می رود و كینه ی اورا به دل می گیرد ؛  زیرا انسان نمی تواند فردی " فریبكار"  را دوست داشته باشد. اگر همین عیب و ایراد را قبلاً صادقانه به او گفته بودند، ممكن بود بپذیرد ، اما حالا مسئله فرق می كند.

توجه!

بعضی از عیب ها و بیماری ها و اشتباهات گذشته ، كه هیچ ربطی به حقوق همسر و زندگی آینده ندارد ، لازم نیست بیان شود.

اگر عیب و اشتباهی بوده و یا هست و نمی دانید به حقوق همسر و زندگی آینده مربوط می شود تا بیان كنید، یا مربوط نمی شود تا بیان نكنید ، درچنین حالتی با " راهنمایی دانا" مشورت كنید.

شروط  و خواسته های " ناحق " را نپذیرید!

گاهی مشاهده می شود كه دختر و پسر قبل از ازدواج  شرط ها و خواسته هایی را برای هم مطرح و بر یكدیگر تحمیل می كنند كه ناحق است و طرف را از حقوق مسلم و حتمی خود محروم و از او سلب اختیار می كند .

این شرط ها و خواسته های ناروا را به هیچ وجه نباید پذیرفت . اختیارات و حقوقی را كه خداوند به هركدام از مرد و زن داده است ، نباید با پذیرفتن شرط از دست داد . با خود نگویید : " فعلاً می پذیرم اما بعداً عمل نمی كنیم. " زیرا پذیرفتن شرط تعهد می آورد . "المومنون عند شروطهم" مؤمنان باید به شرط هایشان عمل كنند .

اختیارات و حقوق مرد و زن به دو گونه است : "مسلم و واجب" و "غیر واجب" . درباره ی غیر واجب ها می شود گذشت كرد و با شرط از آنها صرفنظر نمود. اما حقوق و اختیارات مسلم و واجب را نباید به كسی واگذار كرد. خداوند از روی حكمت و مصلحت آنها را واجب كرده است و از دست دادن آنها خلاف حكمت و مصلحت است و به زندگی لطمه می زند و زندگی را از مسیر طبیعی خود منحرف می كند .

+ نوشته شده در  شنبه 4 خرداد1387ساعت 21:40  توسط NICK  | 

سین جیمهای خواستگاری

مراسم خواستگاری یکی از زیباترین مراسم در زندگی هر جوانی است. این نکته در مورد والدین نیز صدق می کند. بدین خاطر که با خواستگاری  رفتن برای فرزندانشان، به یاد خاطرات خوب دوران جوانی خودشان می افتند. والدین گاهی از به یاد آوردن گذشته احساس لذت و شادکامی می کنند و گاهی هم با آه و اندوه از آن زمان یاد می کنند و در دل می گویند ای کاش قلم پایم می شکست و چنان روزی در زندگیم پیش نمی آمد.

 به والدین توصیه می شود که راه را برای فرزندانشان باز بگذارند تا آنچه را که بیرون از منزل برایشان اتفاق می افتد، با خیال راحت در جمع خانواده بازگو کنند و آن را به کمک دیگر اعضای خانواده تجزیه و تحلیل کنند. در آن صورت می توانند مطمئن باشند که به نتایج ایده آل هر خانواده ایرانی می رسند.

طبیعی است که در مراسم خواستگاری، نوعی اضطراب  و دلشوره در ذهن اعضای خانواده وجود دارد، به خصوص اگر دو خانواده نسبت به هم شناختی نداشته باشند، این اضطراب  بیشتر خودنمایی خواهد کرد.

در هر مراسم خواستگاری، احتمالاً یکی از دو حالت زیر وجود دارد:

1- مراسم خواستگاری بدون شناخت قبلی از خانواده های طرفین .

2- مراسم خواستگاری با شناخت قبلی از خانواده طرفین.

درحالت اول، خانواده های دو طرف نسبت به هم هیچگونه شناختی ندارند، بنابراین لازم است در صورتی که خانواده دختر کاملاً بی خبر هستند، توسط خانواده پسر به هر وسیله ای که امکان داشته باشد، از جریان خواستگاری مطلع شوند و با تعیین وقت قبلی به خانه آنان بروند؛ به دلیل آنکه ممکن است، خانواده دختر در شرایط نامطلوبی باشند و آمادگی پذیرایی از خانواده پسر را نداشته باشد. در چنین شرایطی ارزیابی دو خانواده از همدیگر نابجا خواهد بود و خانواده دختر خیلی عصبانی خواهند بود که همین وضعیت ممکن است در زندگی بعدی آنان تأثیر ناخوشایندی داشته باشد و به عنوان یک خاطره بد در ذهن ها بماند، پس بهتر است به خاطر حفظ حرمت خود و احترام به خانواده دختر، قبلاً در مورد رفتن به خواستگاری به خانواده دختر اطلاع داد. دلیل دیگر آنکه اصلاً ممکن است خانواده دختر به خانواده پسر اجازه ورود ندهند، و شاید بتوان گفت که حق هم دارند، چون شناختی نسبت به آن خانواده در دست ندارند.

گاهی هم ممکن است برای مرتب کردن خانه، از خانواده پسر بخواهند که مدتی پشت در و یا در سالن پذیرایی منتظر باشند. خلاصه این که در یک کار از قبل تدارک دیده نشده ، اتفاقاتی که ممکن است بیفتد و تأثیرات خوب و یا بد آن، که در هر صورت چندان مطلوب نخواهند بود.

زمان خواستگاری بهتر است بعدازظهر و یا این که در ساعات اولیه شب باشد تا همه ی اعضای خانواده در منزل حضور داشته باشند ( البته در فصل های مختلف وضعیت متفاوت است.) در اولین جلسه خواستگاری، بهتر است که برای همراهی پسر، فقط از والدین او و کسی که معرف آنان است و احتمالاً با طرفین آشنایی دارد، استفاده شود و از همراه کردن اعضای دیگر فامیل ، مانند: عمو، دایی، عمه، خاله، خواهران و شوهران آنان و یا برادران و همسران آنان خودداری کرد، زیرا خانواده ها نسبت به هم شناختی ندارند و نمی دانند با چه کسی باید حرف بزنند و تصمیم گیرنده کیست. به هنگام پذیرایی نیز، ممکن است زیر نگاه های تیز لشگری از طایفه داماد، اتفاقاتی بیفتد. ضمن آنکه خانواده دختر نمی دانند پذیرایی را از کجا باید شروع کنند. گاهی هم در خانواده دختر بیش از یک دختر وجود دارد و هیچ یک از دو طرف هم نمی داند که دختر مورد نظر کدام است. البته در خانواده های چند دختری، ابتدا از دختر بزرگتر شروع می کنند که گاهی مورد پسند واقع نمی شود و بیشتر متوجه دختر بعدی می شوند که وضعیت او نیز وابسته به دختر بزرگتر خواهد بود.

پیشنهاد می شود که از واسطه جهت خواستگاری کمتر استفاده گردد. همچنین در صورتی که قبلاً به خانواده اطلاع داده شده و تعیین وقت گردیده است، بهتر است که از خانواده پسر در یک اطاق کوچک پذیرایی شود. اتفاقات بزرگ دنیا در اطاق های کوچک و دربسته ، طرح ریزی می گردد. بهتر است که در روز خواستگاری از چراغ های رنگین، نورافکن ها و لوسترهای بزرگ استفاده نشود و از چراغ های ساده استفاده شود.

 اجرای مراسم خواستگاری را که از مراسم لازم برای شروع زندگی است نباید سرسری گرفت و اگر می خواهید در خانواده همسرتان مورد احترام و دارای ارزش باشید، زندگی مشترکتان را حتماً از طریق خواستگاری شروع کنید.

بهتر است وسایل و مواد خوراکی مورد استفاده برای پذیرایی، خیلی ساده باشند. مثلاً از چای و نان شیرینی یا بیسکوئیت ساده استفاده شود که به راحتی در دهان جای بگیرد. ( از نان نخودچی یا شیرینی هایی که ممکن است در داخل گلو بپرد و ایجاد اشکال نماید استفاده نکنید.) برای پذیرایی از میوه های آبدار مثل انار و نیز شیرینی های بزرگ استفاده نشود که باعث زحمت می گردند، چون کلیه حرکات خانواده های طرفین زیر ذره بین قرار دارد و ثبت و ضبط می گردند.

ابتدا بهتر است که فردی از خانواده پسر که می تواند خوب حرف بزند، شروع به صحبت کند، چون معمولاً در این لحظه حواس همه حاضرین متوجه این شخص می شود. و اگر کسی باشد که نتواند خوب سخنرانی کند، ممکن است سبب لبخندهای تمسخرآمیز میزبانان گردد. بهتر است در مورد پسر ( داماد) هر آنچه واقعیت دارد بیان گردد. فقط واقعیت ها، زیرا مطالبی که برخلاف واقعیت باشد، به صورت پدیده ذهنی بدی در نظر خانواده دختر جلوه گر خواهد شد و به طور یقین در آینده ، زوج جوان با مشکل رو به رو خواهند شد و حتی ممکن است کارشان به طلاق  بکشد. از طرف خانواده دختر هم باید شرح حال مختصری از وضعیت دختر از نظر سن، تحصیلات و بعضی خصوصیات خاص ارائه گردد.

رسم ادب این است که اگر طرف مقابل مورد قبول واقع نشد ، خانواده ها به هم اخم نکنند و قیافه عبوس به خود نگیرند، بلکه با لبخند و با رعایت احترام کامل و گفتن این جملات که «فعلاً رفع مزاحمت می کنیم و ان شاء ا... به زودی همدیگر را خواهیم دید» و یا «به شما خبر خواهیم داد» و با روبوسی از یکدیگر و با این فرض که دوستی بر دوستانشان اضافه شده است، یکدیگر را ترک نمایند.

البته این گونه خواستگاری به هیچ عنوان را توصیه نمی شود و بیشتر شبیه به خرید کالاست. وقتی شناختی در بین نباشد، طرفین نمی دانند که طرف مقابلشان چه کسی است، چطور زندگی می کند، چه تحصیلاتی دارد، در چه محیط اقتصادی  و فرهنگی  رشد کرده است، چه عقایدی دارد و بسیاری از مجهولات دیگری که پاسخ به هر کدام احتیاج به زمان طولانی دارد.

حالت دوم، خواستگاری با شناخت قبلی طرفین از یکدیگر است و در این نوع خواستگاری که خانواده های پسر و دختر از قبل با یکدیگر آشنا شده اند و نسبت به هم اطلاعاتی دارند، بهتر است نکات زیر رعایت گردد.

تاریخ آن از قبل تعیین شود و بهتراست که در ساعت های عصر یا اوایل شب صورت پذیرد. افراد کمتری خانواده پسر را همراهی نمایند و بهتر است از وابستگانی برای این کار استفاده شود که بتوانند خوب و منطقی صحبت کنند و تصمیم بگیرند. از نظر پوشش بهتر است که داماد یک لباس ساده و راحت بپوشد و احیاناً لباسی تهیه نکنند که نتواند در آن آرام بگیرد و در نتیجه مورد تمسخر واقع شود.

پوشش دختر خانم بهتر است مطابق با فرهنگ اسلامی و ایرانی، لباسی بلند و پوشیده باشد، به طوری که به راحتی بتواند در آن حرکت کند. خانم ها لازم است به این نکته توجه کافی داشته باشند که مردان ایرانی پوشیده ترین لباس را می پسندند. لباس نباید طوری باشد که از شدت تنگی رو به پاره شدن برود! نوع آرایش بهتر است که بسیار ساده و متناسب با چهره ای شاخص فرهنگ و مذهب ایرانی باشد. اگر آرایش تند و غلیظ باشد، قضاوت خانواده پسر( داماد) چندان مناسب نخواهد بود.

در مراسم خواستگاری بهتر است که پسر چند شاخه گل کوچک، زیبا و با رنگ های شاد تهیه نماید و به هنگام ورود به خانه دختر روی میز بگذارد. به همه دختران توصیه می گردد که به هنگام خواستگاری، چای یا شیرینی را به اولین سرنوشت ساز زندگی، یعنی مادر داماد تعارف کنند، در کنار او بنشینند ، با او صحبت کنند، به سؤالات او پاسخ دهند و خلاصه آن که به او توجه کنند و چندان به پدر داماد نزدیک نشوند که ممکن است از همان اوایل باعث دردسر شوند.

لازم است که در جلسه اول خواستگاری فقط روی مسائل ازدواج  صحبت شود و از بحث هایی که باعث اتلاف وقت می گردند و مسئله اصلی را به تعویق می اندازند، خودداردی نمایند.

به خانواده داماد توصیه می گردد که در همان اولین جلسه ، بعد از توافق ، هدایایی به عروس بدهند. میزان مهریه  بستگی به وضعیت فکری ، اقتصادی و اجتماعی طرفین دارد.بسیار دیده شده که ایراداتی در رفتار و شخصیت دختر وجود داشته است که باید به طرف مقابل، مبلغی هم دستی داده شود تا با او ازدواج کند؛ یک دختر وسواسی که شب و روز فقط مشغول تمیز کردن دستهایش است، ولی از خانه داری هیچ گونه اطلاعی ندارد و حتی طرز تهیه نیمرو را بلد نیست، آیا می توان با او زندگی کرد؟ و یا پسری که شخصیتی متکی به والدینش دارد و اصلاً رشد فکری و اجتماعی او در حد بسیار پایینی می باشد تا اخلاقش ناپسند است و فحاشی می کند، حتی اگر میلیاردها مهریه دختر کند آیا ارزش ازدواج کردن دارد؟ در مقابل دخترانی هم هستند که ارزششان اصلاً در عدد و رقم نمی گنجد با معیارهای عادی نمی توان گوشه ای از شخصیت و رفتار و صفات خوب آنان را که مطبوع طبع هر ایرانی مشکل پسندی باشد بیان کرد.

خلاصه آنکه در زمینه مهریه می توان گفت که این سنتی لازم است و باید اجرا گردد. پس باید آنچه را عقل حکم می کند، انجام داد و نیز ارزش مادی و معنوی طرفین در نظر گرفته شود و در نهایت تصمیم با طرفین و توافق آنان است.

به طور کلی اجرای مراسم خواستگاری را که از مراسم لازم برای شروع زندگی است نباید سرسری گرفت و اگر می خواهید در خانواده همسرتان مورد احترام و دارای ارزش باشید، زندگی مشترکتان را حتماً از طریق خواستگاری شروع کنید. همچنین مجدداً به والدین ارجمند توصیه می شود که راه را برای فرزندانشان باز بگذارند تا آنچه را که بیرون از منزل برایشان اتفاق می افتد، با خیال راحت در جمع خانواده بازگو کنند و آن را به کمک دیگر اعضای خانواده تجزیه و تحلیل کنند. در آن صورت می توانند مطمئن باشند که به نتایج ایده آل هر خانواده ایرانی می رسند.

در طی مراسم خواستگاری نیز به نظرات و عقاید والدین دو طرف احترام گذاشته شود. با رعایت نکات بالا زوجی با سعادت در کنار یکدیگر خواهید بود که هر لحظه از زندگی مشترک برایتان ارزشمند، شیرین و فراموش نشدنی خواهد بود.

منبع : زن روز

+ نوشته شده در  شنبه 4 خرداد1387ساعت 21:38  توسط NICK  | 

می خواهم ازدواج كنم اما ...


" وَ مِن آیاتِه اَن خَلَقَ لَكُم مِن اَنفُسِكُم اَزواجاً لِـتـَسكنوا اِلیَها و جَعـَل بَـینَـكـُم مَودَّة وَ رَحمَـةً اِن فِی ذلِكَ لِآیات لِقومٍ یـَتـَفـَكَّرونَ"

" یكی از آیات و نشانه های لطف الهی آن است كه برای شما از جنس خودتان جفتی بیافرید كه در كنار او آرامش یافته و میان شما انس و دوستی و رحمت برقرار نمود كه این نیز برای مردمان متفكر و آگاه از نشانه ها ی علم و حكمت آشكاراست ". ( سوره روم / 21)

ازدواج  و تشكیل خانواده سنگ بنای هرجامعه ی بزرگ انسانی است كه در انجام  وظایف فردی و روابط اجتماعی آنها نقش اساسی و بنیادین دارد و یكی از مهم ترین و زیباترین سنن اجتماعی انسان ها در طول تاریخ است كه ریشه در فطرت  و آفرینش ویژه ی آدمی دارد و تأمین كننده و تعدیل كننده ی بسیاری از نیازهای روانی ، عاطفی ، اجتماعی ، اخلاقی ، اعتقادی و حتی اقتصادی انسان می باشد كه در اسلام بسیار مورد تأكید قرار گرفته است.

اما باید اذعان نمود ازدواج این امر الهی ، اجتماعی و پدیده ی جهانی كه همه ی جوامع سالم بشری و ادیان آسمانی بر آن تأكید داشته و خود نیز ، موضوعی ساده و مقدس است ، در عین حال یك پدیده ی فرهنگی هست كه نزد هر ملتی رنگ خاصی به خود گرفته است . در كشور ما با وجود عقاید، الگوها و سنت های  اصیل و ساده ی اسلامی برای  ازدواج ، متأسفانه در حال حاضر این ارزش متعالی و مقدس در چنگال آداب و رسوم غلط  و ضد ارزش ها  گرفتار شده است و در طول زمان دستورات ساده ی اسلام و سنن حسنه ی پیامبر گرامی  و ائمه اطهار از روی عدم آگاهی ، مطابق تمایلات و سلیقه افراد مختلف  جهت داده  و چیزی به آن اضافه شده است . بدان گونه كه امروز ازدواج جوانان در میهن اسلامی ما بیش از آن كه بُعد مادی و اقتصادی داشته باشد ، ریشه در ابعاد فرهنگی و فكری دارد كه تار و پود آن به صورت دامی از ملا ك ها و آداب و رسوم غلط ، تشریفات و توقعات بیجا و بعضاً خرافی است كه غالباً محصول چشم و هم چشمی و رقابت های مخرب ، تقلیدهای كوركورانه ، مسخ هویت و كرامت انسانی است.

برخی از مهم ترین و عمومی ترین آداب و رسوم وسنت های ازدواج بین خانواده های ایرانی:

1-  ازدواج تحمیلی

با این كه خوشبختانه با افزایش دانش و بینش جوانان و خانواده ها ، از شدت این مسئله كه برخلاف اصول اخلاقی و اجتماعی و احكام اسلامی است ، كاسته شده ،  اما هنوز هم در برخی مناطق ، پدر و مادر و نزدیكان داماد ، هر دختری را كه پسندیدند و پیشنهاد نمودند بدون نظر خواهی معقول از پسر، او را مجبور به ازدواج با آن شخص می كنند  و بعضی پسرها هم بدون توجه به مشكلات بعدی به راحتی می گویند هر كه را شما بخواهید و هرچه شما بگویید! در این خانواده ها عموماً وضع دختران و مجبور كردن آنها به ازدواج های تحمیلی ، بسیار وخیم تر است.

2-  

شیربهادر بعضی  شهرها و روستاها رسم غلط بر آن است كه قبل از عروسی برای تهیه مقداری از جهیزیه ، از داماد مبلغی پول نقد به عنوان شیربها می گیرند كه خود مانع و مشكل بزرگی برای خانواده هاست و یكی از آسیب های كوچك آن این است كه خانواده ی داماد درمقابل ، عموماً انتظار دارند كه جهیزیه مفصلی باز گردانده شود. كاش این افراد  لحظه ای می اندیشیدند كه شیر مادر چیزی نیست كه قابل خرید و فروش باشد.

مهریه

مهریه یك سنت حسنه ی اسلامی است كه از زمان پیامبر اكرم ( صلی الله علیه واله وسلم ) وجود داشته و تعیین آن مورد تأكید است . با این كه عده ای می گویند مهریه را چه كسی داد و چه كسی گرفت ، پرداخت آن عندالمطالبه بر ذمه ی داماد است ؛ یعنی هرگاه زن طلب مهریه كرد شوهر باید آن را پرداخت كند . در قدیم مهریه عموماً ساده و براساس دستورات اسلامی ، به روال مِهرالسُنه ی حضرت فاطمه زهرا ( س) بوده است ، اما متأسفانه امروزه بسیاری از مردم ، این سنت پسندیده را مطابق با تمایلات خود جهت داده اند و مهریه را به عنوان ارزش یك دختر تلقی می كنند و به اشتباه مهریه سنگین را پشتوانه ای محكم و تداوم بخش در زندگی زناشویی می پندارند. چرا باید بعضی دختران به بالا بودن نامعقول مهریه خود افتخارنمایند؟ مگر الگوی زنان ما فاطمه زهرا (س) نیست ؟ و مگر الگوی ازدواجی كه خدا و رسول خدا و ائمه اطهارمی پسندند وعقل بر آن صحه می گذارد و رضایت خلق خدا را فراهم می سازد، ازدواج بزرگ مرد تاریخ اسلام حضرت علی ( ع ) با فاطمه زهرا (س) نیست كه با نهایت تأسف برخی ازدواج ها با تمام محسنات داماد ، به علت عدم توافق بر سر مهریه و مبلغ آن ، صورت نمی گیرد.

این دسته از والدین را باید آگاه كرد كه دختر ، و زندگی او كالای مورد معامله نیست تا بر سر مبلغ مهریه اش بحث كنند و باید بدانند كه طلب كردن مهریه ی سنگین،  نشانه عدم اعتماد و اطمینان كمتر است و بهانه ای برای ایجاد انتظار نامعقول و جهیزیه ی خارج از توان ، كه همه ی اینها از آفت های ازدواج و آسیب های فرهنگی و اجتماعی آن محسوب می شوند.

3-  

جهیزیهجهیزیه باید سبك ، ساده و در حد ضروریات اولیه ی شروع زندگی جدید باشد همان گونه كه جهیزیه حضرت فاطمه زهرا( س) به روایتی هفده قلم بوده است كه در آن زمان به 63 درهم خریداری شده است و این هم از سنت های حسنه ی اسلامی است كه به تدریج از هدف اصلی دورشده و متأسفانه در زمان ما یكی از مشكلات ازدواج شده است ، بدانگونه كه برخی خانواده ها به جهیزیه عروسشان با وسواس توجه می كنند و اگر آن را نپسندیدند مایه ی سرشكستگی خود و خانواده خود تصور می كنند و ارزش عروس خود را با وجود فضائل اخلا قی فراوان به جهیزیه اش می شناسند! و توقع دارند كه به اصطلاح از شیر مرغ تا جان آدمیزاد همراه خود بیاورد ! تا جایی كه دیده شده است پدری یكی از كلیه های خود را برای تهیه جهیزیه دختر خود فروخته است و یا دختری به علت فقر و عدم توانایی تهیه ی جهیزیه ، از ازدواج صرف نظر كرده است . به علاوه بسیار مشاهده می شود كه بعضی از وسایلی كه به عنوان جهیزیه با هزینه های كمرشكن تهیه شده است، سال ها دست نخورد ه مانده و فقط به نمایش درآمده است .

4-  

تجمل و تشریفات دست و پاگیرباید نهضتی برضد  ازدواج های پر خرج و تشریفاتی به وجود آورد كه هزینه های زیادی را می بلعد و نابود می كند و انگیزه ای جز چشم و هم چشمی و رقابت های مخرب ندارد. باید با الهام از دستورات عالی اسلام با هرگونه تجمل پرستی و خرج تراشی های بی دلیل در امر ازدواج به شدت مبارزه كرد. باید  در فرهنگ عمومی این باور ایجاد شود كه خرج تراشی و هزینه های زیاد در مراسم مختلف ازدواج نه دلیل شخصیت ، نه نشانه ی آبرو و نه موجب تحكیم پیوند زناشویی است . ریشه ی بسیاری از كدورت ها ، اختلافات خانوادگی و جدایی ها را باید در همین آداب و رسوم غلط ، در همان شب های جشن و سرور پرخرج ، تقید به مشتی آداب و رسوم غلط  و توقعات بیجا و توجه افراطی به ظواهر مادی به هنگام خواستگاری جستجو كرد. افسوس كه تقلیدهای كوركورانه ،  چشم و هم چشمی ها، آبروهای خیالی بدتر از هر بی آبرویی و خواب های خرگوشی مرگبار، بعضی مغزها را منجمد كرده و از درك حقایق و واقعیت های ازدواج  باز داشته است كه حاصلی جز اضطراب ، افسردگی ، تظاهر و زندگی بی روح و نشاط  و اختلالات عصبی و روانی ندارد.

اما در پیوندی كه دختر و پسر از روی شناخت ، با یكدیگر صمیمیت و تفاهم داشته و والدین آنها بدون سختگیری های بیجا و پس از مشاوره و بررسی آن را تصویب می  كنند و در یك محفل شاد و دوستانه و صمیمانه برگزار می شود، نیازی به تشریفات كمرشكن ، پیرایه های ابلهانه ، تجملات و مخارج رویایی و افتخارات موهوم ندارد. مسلم است كه در چنین ازدواجی ، كه بهتر است آن را ازدواج  اسلامی و طبیعی بنامیم ، نه از مهریه های كمرشكن و جهیزیه های  ریز و درشت خبری هست ، نه از شیربها و طلا و جواهرات زیاد و گران قیمت و هدایای سرسام آور و آینه شمعدان های غیر ضروری ، خریدهای آن چنانی قبل از عقد برای عروس و خانواده ی او ، تقدیم و ارسال هدایا  در اعیاد و روزهای خاص و بالاخره تشریفات و اسراف های مراسم عقد و عروسی با هزینه های سنگین و...

نكته عجیب و قابل تأمل و تحقیق این است كه گروه عمده ای از خانواده ها كه از این پیرایه ها و تشریفات زاید و كمر شكن شكایت دارند، ناله می كنند و درمقام بحث با این گونه آداب و رسوم غلط و دست و پا گیر مخالفت می ورزند ، در عین حال  غالباً به آنها پای بندند و زمانی كه خود به عنوان والدین پسر یا دختر در موقعیت قرار می گیرند صورت مسئله را پاك كرده در دام آن تارهای عنكبوتی افتاده و به مصیبت و خطا گرفتار می شوند . شاید بتوان گفت كه یكی از دلایل این تضاد عقیده و عمل ، عدم شهامت كافی و ضعف اراده و تفكر و ایمان آنها به مبارزه و شكستن سنت ها و آداب و رسوم موهوم وغلط است.

فرانسیس بیكن فیلسوف انگلیسی قرن 17 میلادی ، خطا های مبتلا به ذهن آدمیان را كه در تحصیل علم و آگاهی  و كشف حقیقت ، مایه گمراهی انسان می شوند بت نامیده و از آنها به عنوان بت های طایفه ای ، شخصی ، بازاری و نمایشی نام برده است. این گونه آداب و رسوم و سنت های ناپسند و انحراف از فطرت خداوندی و اسلامی  را نیز از جمله بت های فرهنگی  و فكری امروز میهن اسلامی می توان نامید كه نیاز به بت شكن و قهرمان های فرهنگی و فكری دارد و درمانش هم بازگشت به سنن اصیل اسلامی است.

+ نوشته شده در  شنبه 4 خرداد1387ساعت 21:33  توسط NICK  | 

همسر خود را بشناسیم

اختلاف رفتاری دو جنس

زنان و مردان در رفتار تفاوت های زیادی دارند . مثلاً وقتی یك زن می خواهد سر صحبت را با همسرش باز كند از موضوعهای كاملاً متفاوتی آغاز می كند،در حالی كه مردان زمانی كه صحبت می كنند می خواهند افكار و اطلاعاتی را بیان كنند .

برای مردان ارتباط برقرار كردن یعنی تبادل اطلاعات، در حالی كه برای زناناین امر به معنی سهیم شدن ، سهیم كردن و صمیمیت و لذت بردن است . هدف زنان از مكالمه این است كه احساسِ حمایت كنند و تا جایی پیش بروند كه خودشان را بفهمانند و دیگران را بفهمند . مردان به دنبال صحبت های سریع و ترجیحاً جالب و بامزه و از همه مهمتر علمی و مفید هستند .آنها به ندرت" حرف زدن برای حرف زدن" را دوست دارند .در حالی كه زنان دوست دارند از احساسات و علائقشان سخن بگویند.

زنان بدانند

كه مردان چگونه ارتباط برقرار می كنند و مخصوصاً بدانند كه آنها چگونه ارتباط كلامی ایجاد می كنند .

به مردان كمك كنند تا آنچه را كه در درونشان می گذرد،بهتر و بیشتر با آنان در میان بگذارند . زن عادی ، در مقایسه با مرد عادی در ایجاد ارتباط كلامی استاد است،مخصوصاً زمانی كه ابراز احساسات در میان باشد .

مردان بدانند

به شیوه ارتباط برقرار كردن خود و همسرشان توجه كنند . آنان باید بدانند كه بین شیوه ارتباط برقرار كردن آنها و همسرشان تفاوت بسیار زیادی وجود دارد .

با این شناخت آنان می توانند از خود رفع اتهام كنند و نگرش های دفاعی خود را درباره زنان كنار بگذارند و آنها را متهم نكنند كه به طور دائم انتقاد می كنند و نق می زنند . مردان احتمالاً می توانند متوجه شوند كه زنان از بیان كردن حالت های روحی خود لذت می برند . زنان این كار را به منظور انتقاد از مردان انجام نمی دهند بلكه بیشتر برای بهبود رابطه و نزدیكتر كردن خود به همسرشان و احساسِ داشتن یار و همراه انجام می دهند . برای زنان بیان كردن حالت های روحی ، حتی احساسات منفی ، نوعی اثباتعلاقه است.

تفاوت های روانی زنان و مردان

از دهه 1950 به این طرف ، روانشناسی جدید خواسته است از تفاوت های زن و مرد بكاهد؛زیرا این تفاوت ها در گذشته ، اغلب برای مطیع كردن و به خدمت گرفتن زنان به كار رفته است . طبق آمار سازمان بهداشت جهانی در مورد 61 جامعه،تقریباً 50 درصد زوجها طلاق می گیرند یا می خواهند طلاق بگیرند و این اتفاق معمولاً در سال چهارم یا پنجم زندگی مشترك آنها رخ می دهد . درصد ازدیاد طلاق بین سال های 1960 و 1990 به 300 درصد می رسد .

59 درصد خصوصیات و رفتار زیست شناختی مردان و زنان یكی است. هر دو یك مغز ، یك بدن ، دو دست ، دو پا و ... دارند ، نفس می كشند ، غذا می خورند ، می خوابند و ...  .

اعتقاد به این كه تفاوت های ژنتیكی ، غددی ، هورمونی ، اندامی و ... نمی توانند روی روان و رفتار زنان و مردان اثر بگذارند ، كاملاً غلط و ضد علمی است.اگر روان شناسی تفاوت های دو جنس در قرن 19 این اشتباه را مرتكب شد كه مرد را به عنوان جنس برتر شناخت تا بتواند زن را پایین بیاورد و او را فقط به نقش های معمولی بارداری ، تربیت فرزندان و تغذیه محدود كند ، این باور نیز می تواند كاملاً اشتباه و خطرناك باشد كه زن و مرد مشابه هستند . زن و مرد در حقیقت انسانند ،اما متفاوت . در كتاب ،" كشف كردن تفاوت هایمان" ، اثر ژورتانبنوم ، گفته شده استكه برای درك واقعیت چهار روش وجود دارد : فیزیكی ، احساسی ، عقلانی و روحانی. زنان به راحتی می توانند از یك روش به روش دیگر بروند اما مردان با روش فیزیكی و عقلانی راحت ترند . به عنوان مثال مردی كه غمگین یا شاد است این حالت ها را با رفتار ( فیزیكی ) خود نشان می دهد.به عبارت دیگر مرد به عمل،ارجحیت می دهد . زن غم را احساس می كند و حتی می تواند بی دلیل احساساتی شود،ولی درك این موضوع برای مر بسیار سخت است . زن به رابطه خود و محیط،بیشترین ارجحیت را می دهد .

برای مرد، هیجان بیانگر یك مشكل یا تعارض است؛پس به دنبال این هیجان می رود تا آن را از بین ببرد و آرامش روحیاش را دوباره به دست بیاورد . برای زن هیجان به صورت بهانه برای ایجاد ارتباط در می آید . زن می خواهد هیجان خود را بیان كند،آن را با دیگران تقسیم كند و در مقابل ، هیجانهای دیگران را به دست آورد . وقتی زن هیجان خود را برای شوهرش تعریف می كند شوهر به طور خودكار فكر می كند كه خودش قسمتی از مشكل است،او دلیل یا یكی از دلایلی است كه این هیجان را به وجود آورده است .

بنابراین اغلب به حالت دفاعی ،واكنش نشان می دهد . شوهر برای آن كه به زنش كمك كند تا هیجان او از بین برود،به جستجو و پیدا كردن راه حلی برای مشكل می گردد . این كار موجب می شود كه زن فكر كند مرد می خواهد عیب او را جبران كند یا می خواهد همیشه حرف آخر را بزند؛زیرا مرد هیجان خود را به شیوه عقلانی و اندیشمندانه بیان می كند ،برای همیناحساس می كند كه مورد حمله قرار گرفته،و زن احساس می كند كه درك نشده است .

یك متخصص در زبان شناسی اجتماعی برای درك این كه چرا مردان و زنان در ارتباط برقرار كردن اینقدر مشكل دارند،به تحلیل روش های مكالمه و گفتگو بین زنان و مردان پرداخته است. او نشان داده كه مردان به اندازه زنان حرف می زنند اما آنها در همان شرایط از همان موضوعها و برای همان هدف ها حرف نمی زنند . زنان برای ایجاد ارتباط و بیان حالت های روحی خود از زبان ارتباطیو صمیمانه ، استفاده می كنند . مردان از زبان برای انتقال اطلاعات و دریافت آن بهره می گیرند . برای مرد ، زبانِ عملكرد ابزاری دارد و برای حفظ استقلال به كار می رود . مردان از واقعیت های عینی و خارجی حرف می زنند ، در حالی كهزناز زندگی خصوصی خود برای استراحت و تجدید قوا در سكوت بهره می گیرند .

مرد در جمع بیشتر حرف می زند ، مرد سخنرانی می كند و زن تظاهر می كند كه گوش می دهد؛ زیرا برای زن زندگی خصوصی اهمیت دارد و نه موقعیت اجتماعی . به علاوه مردان تنها زمانی در جمع صحبت می كنند كه هر بار فقط یك نفر حرف بزند در حالی كه زنان وقتی بیشتر از یك صدا شنیده می شود ، راحت تر حرف می زنند . هنگام حرف زدن،زنان معمولاً به دنبال تأیید شدن هستند ، در حالی كه مردان قدرت طلبی می كنند. زنان برای ارتباط برقرار كردن ، ناراحتی ها یا نگرانی های كوچك خود را تعریف می كنند ، مرد بیان ناراحتی ها یا نگرانی ها را به حساب سرزنش یا انتقاد از خود می گذارد .

با درنظر گرفتن این موضوع كه بین زنها و مردان تفاوت های زیادی وجود دارد(كه این تفاوت ها مكمل یكدیگرند).

مردان می خواهند كه زنان، كمتر حرف بزنند ، فعالیت های بدنی بیشتری داشته باشند،كمتر رمانتیك باشند، كمتر فكر خود را به دیگران مشغول كنند، به كارشان بیشتر مشغول باشند، بیشتر منطقی باشند، بیشتر در خانه بمانند، كمتر حساس باشند، خوش قول تر باشندو زودتر حاضر شوند .

زنان می خواهند كه مردان، بیشتر حرف بزنند، بیشتر عاطفی باشند، فعالیت های بدنی كمتری داشته باشند، بیشتر رمانتیك باشند،وقت خود را كمتر به كار و بیشتر برای خانواده صرف كنند، كمتر حسابگر باشند، بیشتر به بیرون از خانه بروند و همدردی بیشتری نشان دهند، كمتر عجله داشته باشندو به سلامت خود بیشتر برسند .

با مقایسه یك به یك خواسته های زنان و مردان به نظر می رسدشاهد یك صف آرایی برای نبرد هستیم . نبردی كه در آن هر كسی ادعا می كند طرف مقابلاو را دوست ندارد؛هر كس ، ادراك خود را به عنوان هنجار معرفی می كند كه باید دنبال شود.هر دو طرف خیال می كنند كه مسئله ، مسئله عشق یا اراده است اما نمی دانند كه تفاوت های ذاتی باعث به وجود آمدن این تفاوت ها می شود و دشواری ها را به وجود میآورد .

باید تفاوت های زنان و مردان را شناخت و به آنها اهمیت داد نه این كه برای" هنجارسازی" جنس مخالف به كار گرفت . با این كار یكی دیگری را متهم نخواهد كرد كه صداقت ندارد یا نمی تواند ارتباط برقرار كند .

+ نوشته شده در  شنبه 4 خرداد1387ساعت 21:32  توسط NICK  | 

شصت نكته شیرین درباره ی ازدواج

درباره ازدواج بسیار گفته  و شنیده ایم. اما مطالبی كه در زیر می آید شاید برای شما تازگی داشته باشد.

از میان ضرب المثل های ملل مختلف و همین طور سخنان شخصیت های بزرگ جهان پیرامون ازدواج شصت مورد را انتخاب كرده ایم. بسیاری از این حرف ها جنبه شوخی و مزاح دارد اما تعداد دیگری از آنها شاید وصف حال من و شما باشد! همین طور قسمت دیگری از این گفته ها می تواند برای عده ای حكم كلید راهنما را داشته باشد.

1-هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت كن تا با چشم هایت.( ضرب المثل آلمانی)

2- مردی كه به خاطر " پول " زن می گیرد، به نوكری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی )

3- لیاقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چینی )

4- زنی سعادتمند است كه مطیع " شوهر"  باشد. ( ضرب المثل یونانی )

5- زن عاقل با داماد " بی پول " خوب می سازد. ( ضرب المثل انگلیسی )

6- زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگلیسی )

7- زن و شوهر اگر یكدیگر را بخواهند در كلبه ی خرابه هم زندگی می كنند. ( ضرب المثل آلمانی )

8- داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت . ( ضرب المثل لهستانی )

9- دختر عاقل ، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد. ( ضرب المثل ایتالیایی)

10-داماد كه نشدی از یك شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .( ضرب المثل فرانسوی )

11- دو نوع زن وجود دارد؛ با یكی ثروتمند می شوی و با دیگری فقیر. ( ضرب المثل ایتالیایی )

12- در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق كن . ( ضرب المثل آذربایجانی )

13- برا ی یافتن زن می ارزد كه یك كفش بیشتر پاره كنی . ( ضرب المثل چینی )

14- تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب كن . ( ضرب المثل چینی )

15- اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شكمش را در دست بگیر. ( ضرب المثل اسپانیایی)

16- اگر زنی خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار . ( ضرب المثل تركی )

17- ازدواج مقدس ترین قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر)

18- ازدواج مثل یك هندوانه است كه گاهی خوب می شود و گاهی هم بسیار بد. ( ضرب المثل اسپانیایی )

19- ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است . ( ضرب المثل فرانسوی )

20- ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشیمانی است . ( سقراط )

21- ازدواج مثل اجرای یك نقشه جنگی است كه اگر در آن فقط یك اشتباه صورت بگیرد جبرانش غیر ممكن خواهد بود. ( بورنز )

22- ازدواجی كه به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین می رود. ( رولاند )

23- ازدواج همیشه به عشق پایان داده است . ( ناپلئون )

24- اگر كسی در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است . ( محمد حجازی)

25- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست ، ولی می توانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنیم . ( خانم پرل باك )

26- با زنی ازدواج كنید كه اگر " مرد " بود ، بهترین دوست شما می شد . ( بردون)

27- با همسر خود مثل یك كتاب رفتار كنید و فصل های خسته كننده او را اصلاً نخوانید . ( سونی اسمارت)

28- برای یك زندگی سعادتمندانه ، مرد باید " كر " باشد و  زن " لال " . ( سروانتس )

29- ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ " شجاعت " می خواهد. ( كریستین )

30- تا یك سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتی های یكدیگر را نمی بینند. ( اسمایلز )

31- پیش از ازدواج چشم هایتان را باز كنید و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذارید. ( فرانكلین )

32- خانه بدون زن ، گورستان است . ( بالزاك )

33- تنها علاج عشق ، ازدواج است . ( آرت بوخوالد)

34- ازدواج پیوندی است كه از درختی به درخت دیگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو " زنده " می شوند و اگر " بد " شد هر دو می میرند. ( سعید نفیسی )

35- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنایی، سه ماه عاشقی ، سه سال جنگ و سی سال تحمل! ( تن )

36- شوهر " مغز" خانه است و زن " قلب " آن . ( سیریوس)

37- عشق ، سپیده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاك )

38- قبل از ازدواج درباره تربیت اطفال شش نظریه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هیچ نظریه ای نیستم . ( لرد لوچستر)

39- مردانی كه می كوشند زن ها را درك كنند ، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج كنند. ( بن بیكر)

40- با ازدواج ، مرد روی گذشته اش خط می كشد و زن روی آینده اش . ( سینكالویس)

41- خوشحالی های واقعی بعد از ازدواج به دست می آید . ( پاستور )

42- ازدواج كنید، به هر وسیله ای كه می توانید. زیرا اگر زن خوبی گیرتان آمد بسیار خوشبخت خواهید شد و اگر گرفتار یك همسر بد شوید فیلسوف بزرگی می شوید. ( سقراط)

43- قبل از رفتن به جنگ یكی دو بار و پیش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا كن . ( یكی از دانشمندان لهستانی )

44- مطیع مرد باشید تا او شما را بپرستد. ( كارول بیكر)

45- من تنها با مردی ازدواج می كنم كه عتیقه شناس باشد تا هر چه پیرتر شدم، برای او عزیزتر باشم . ( آگاتا كریستی)

46- هر چه متأهلان بیشتر شوند ، جنایت ها كمتر خواهد شد. ( ولتر)

47- هیچ چیز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد، چون همیشه آن را مربوط به خودش می داند . ( جانسون )

48- زن ترجیح می دهد با مردی ازدواج كند كه زندگی خوبی نداشته باشد ، اما نمی تواند مردی را كه شنونده خوبی نیست ، تحمل كند. ( كینهابارد)

49- اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود كه آنها بر سر مسائل كوچك با هم مشكل پیدا می كنند. ( شاو)

50- وقتی برای عروسی ات خیلی هزینه كنی ، مهمان هایت را یك شب خوشحال می كنی و خودت را عمری ناراحت ! ( روزنامه نگار ایرلندی )

51 – هیچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی كند. ( ضرب المثل اسكاتلندی)

52 – با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی كن . ( ضرب المثل آلمانی )

53 – تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره ی آن اظهار نظر كنی . ( شارل بودلر )

54 – دوام ازدواج یك قسمت رویِ محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا . ( ضرب المثل اسكاتلندی )

55 –  ازدواج پدیده ای است برای تكامل مرد. ( مثل سانسكریت )

56 – زناشویی غصه های خیالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبدیل می كند . (ضرب المثل آلمانی )

57 – ازدواج قرارداد دو نفره ای است كه در همه دنیا اعتبار دارد. ( مارك تواین )

58 – ازدواج مجموعه ای ازمزه هاست هم تلخی و شوری دارد. هم تندی و ترشی و شیرینی و بی مزگی . (ولتر )

60 – تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره آن اظهار نظر كنی. ( شارل بودلر )

+ نوشته شده در  شنبه 4 خرداد1387ساعت 21:28  توسط NICK  | 

ازدواج ترس ها و انتظارات

تصمیم گیری برای آغاز یک زندگی مشترک  معمولاً با ترس و تردیدهای خاص خود همراه است که آرامش  را از زوجین سلب می کند. تمرین زیر به شما و همسر آینده تان کمک می کند تا انتظارات خود را از زندگی مشترک  بیابید.

همچنین این فرصت را به شما می دهد تا درباره بعضی از ترس ها و تردیدهای احتمالی تان با یکدیگر صحبت کنید. شما می توانید این تمرین را با هم ، یا جداگانه انجام دهید و سپس در مورد آن با یکدیگر صحبت کنید.

چه باید کرد؟ ابتدا هر یک از شما شش برگ کاغذ تهیه کنید و موضوع اصلی را بالای هر صفحه بنویسید (اهداف واقعگرایانه که هم اکنون به دنبال آن هستید و چیزهایی که در آینده نسبت به آن اشتیاق دارید: امکانات زندگی، انتظارات، مراسم ازدواج ، نگهداری از کودک و...)

شما فرصت کافی دارید تا هر عنوانی که به ذهنتان می رسد و به آن اهمیت می دهید در بالای صفحه بگنجانید. هر دو نفر باید هر چیزی را که به آن امید ، یا شک و بیم دارید صراحتاً با یکدیگر در میان بگذارید.

ازدواج یکی از بزرگترین تصمیم هایی است که در طول عمر خود می گیرید، بنابراین ارزش آن را دارد که در مورد زندگی با همسر آینده خود کمی بیشتر تفکر کنید.

از سؤالات زیر می توانید برای کمک به خود استفاده کنید:

داشتن و نگهداری کردن: «زوج» بودن به چه معنی است؟ از نظر «وفاداری» شما در کجا قرار دارید؟ چه مدت زمان برای در کنار هم یا جدا بودن از یکدیگر در نظر می گیرید؟ چه چیزهایی را با هم در میان می گذارید و چه چیزهایی را باید مخفی نگه دارید؟

از امروز به بعد: در مورد «تعهد داشتن» چه احساسی دارید؟ نظرتان در مورد « طلاق » چیست؟ طی سال ها زندگی ، روابط تان چگونه باید دستخوش تغییر شود؟ کودکان چه بخشی از زندگی شما را پر می کنند؟

برای بهتر یا بدتر بودن:«صمیمیت» در روابط شما چه معنایی دارد؟ اختلافات را چگونه حل می کنید؟ در صورتی که مشکل عمده ای بین شما و همسرتان پیش بیاید چه راه حلی را در نظر می گیرید؟

برای پولداری و یا بی پولی: از نظر اقتصادی ازدواج  برای شما چه معنایی دارد؟ بعد از ازدواج شغل شما تغییر خواهد کرد؟ یک شغل  در همه زندگی ، یا تغییر شغل؟ محل کار، درآمد و ساعات کار؟

در هنگام بروز بیماری: وقتی مشکل، بیماری و غم وارد زندگی تان می شود چگونه از یکدیگر حمایت می کنید؟

محبت ورزیدن:محبت کردن به یکدیگر در ازدواج شما چگونه نمایان می شود؟

خانه:می خواهید در کجا خانه اجاره و یا خریداری کنید؟

وقتی این مطالب را کامل کردید، زمانی را برای علت دوست داشتن چیزهایی که فکر می کنید به آنها علاقه دارید، بگذارید. در درون خود چه چیزی حس می کنید که درصدد دستیابی  به اهداف خود هستید. مثلاً: آیا برای امنیت، محبوبیت و یا رضایت شخصی است و یا جهت دستیابی به اهدافی در زندگی شما مانند مواظبت از خانواده و یا اجتماع. در میان گذاشتن این اطلاعات با همسرتان به شما کمک می کند تا احساس صمیمیت و نزدیکی در شما به وجود آید.

اگر انجام این تمرین باعث بروز ناراحتی و نگرانی در مورد روابط فیمابین شما می شود، سعی کنید با همسر خود در این مورد صحبت کنید ، یا دوست مورد اعتماد خود را در جریان قرار دهید. همچنین می توانید با یک مشاور خانواده نیز صحبت کنید.

هفت سؤال پرسیدنی قبل از ازدواج 

 ازدواج  یکی از بزرگترین تصمیم هایی است که در طول عمر خود می گیرید، بنابراین ارزش آن را دارد که در مورد زندگی با همسر آینده خود کمی بیشتر تفکر کنید.از خود این سؤالات را بپرسید:

- آیا ما یکدیگر را دوست داشته و به هم اعتماد و احترام متقابل داریم؟

- آیا انتظارات هر دوی ما از ازدواج ، یکسان است؟

- آیا دارای سلیقه یکسانی هستیم که باعث سکوت، گریه کردن و یا خندیدن شود؟

- در مورد مسائل عمده زندگی مانند بچه، خانواده ، دوستان ، این که در کجا و چگونه زندگی کنیم توافق داریم؟

- آیا همانطور که امروز به یکدیگر علاقه داریم، بدون این که بخواهیم چیزی را از همسرمان مخفی کنیم در آینده نزدیک نیز زندگی توأم با عشق  و محبت خواهیم داشت؟

شما لزوماً نباید با همه این سؤال ها موافق باشید.مهم این است که شما و همسرتان این موضوعات را با هم در میان بگذارید و صحبت کنید و اطمینان داشته باشید که می توانید در کنار هم زندگی و کار کنید در حالی که از اعتقادات طرف مقابل خود آگاهی دارید.

منبع: کیهان

+ نوشته شده در  شنبه 4 خرداد1387ساعت 21:24  توسط NICK  | 

ازدواج مهارت می خواهد!

زندگی مشترک  افقی است روشن و جلوه گاهی زیبا برای تولدی دوباره؛ مشروط بر آن كه وجوه ضروری این اشتراك، یعنی توانایی ها و مهارت های خاص و سازنده، در تفكر، بینش و عملكرد انسان رؤیت و ملاحظه شود. زیرا این مهارت ها و توانایی های انسان است كه در وقت لزوم، به یاری او می آید تا مشكلات ، اختلافات و نقاط ضعف و كاستی های زندگی مشتركش را برطرف نماید. حال چنانچه زندگی مشتركی كه براساس پیوندی مقدس از سوی زن و مرد، صورت پذیرفته، با عدم توانایی ها و مهارت های هر دو نفر و یا حتی یكی از آنها روبه رو شود، به طور مسلم، ادامه این زندگی با تلخكامی، ناراحتی و تنش و رنجش همراه خواهد شد. بنابراین باید در نظر داشته باشیم بقا و تداوم و شیرینی یك زندگی مشترك، همیشه در گرو توانایی ها و مهارت های خاصی است كه در حقیقت تضمین كننده ای قابل اطمینان برای خوشبختی  زوجین به حساب می آیند.

به همین لحاظ در نوشتاری كه پیش رو دارید سعی شده است تا به صورت اجمال به راهكارهای مهم و اساسی، پیرامون برخی از توانایی ها و مهارت های لازم برای ایجاد و برقراری یك زندگی مشترك ایده آل پرداخته شود.


مهارت در خودآگاهی

آگاهی از خود و خصوصیات مختلف خود، به انسان كمك می كند با توانایی ها و ضعف ها و سایر خصوصیات خود آشنا شود. همچنین در صورت برخورد با طرف مقابل و تشكیل زندگی مشترك  بهتر و عمیق تر با مسائل روبه رو شود. این خودآگاهی به شخص نشان می دهد كه چگونه می تواند احساسات خود را بشناسد، از وجود آنها آگاه شده و به وقت لزوم كنترلشان نماید تا منجر به هیچگونه ناراحتی نگردد.

خودآگاهی، موجب شناخت نیاز افراد و یافتن راه مناسب برای مواجهه با آنها می شود. همچنین اهداف زندگی را مشخص تر و واقع بینانه تر نشان می دهد و ارزش واقعی افراد و مسائل پیرامونشان را نمایان می سازد. خودآگاهی فرآیند سالم هویت یابی را برای انسان سهل تر می نماید، به زندگی او آرامش می دهد و احساس رضایت مندی اش را رونق می بخشد.

«خودآگاهی» تضمین كننده استحكام وجود فرد در هنگام بزرگسالی است و باعث پرورش روابط زن و شوهر در رویارویی با مشكلات و حل مناسب آنها می شود.

خودآگاهی تضمین كننده استحكام وجود فرد در هنگام بزرگسالی است و باعث پرورش روابط زن و شوهر در رویارویی با مشكلات و حل مناسب آنها می شود.

به جز موارد فوق، «خودآگاهی» شناخت و تنظیم احساسات، اهداف و برنامه زندگی، تفریحات و سرگرمی ها، توانایی ها، ضعف ها، ارزش ها، مسئولیت ها، شناخت فرهنگ، مذهب، علائق، آرزوها و استعدادها را به دنبال دارد.

كشف و درك و شناخت مهارت ها و توانایی های خود، به این دلیل مهم است كه فرد قبل از ازدواجش بداند چه هدفی دارد تا برای ازدواج خود براساس هدف اصلی زندگی اش، برنامه ریزی نماید. مثلاً فردی كه هدفش رسیدن به درجات عالیه كمال و معنویات است، اگر با کسی ازدواج كند كه هدفش رسیدن به یك زندگی تجملی و سراسر مادیات است، به طور قطع پس از ازدواج، دچار مشكلات فراوانی در زندگی مشترك خواهد شد. امتیاز دیگری كه می توان برای خودآگاهی منظور نمود آن است كه موجبی قدرتمند برای شناخت و تشخیص تفاوت های بین خود و دیگران است. در این میان باید گفت شناخت تفاوت های میان زن و مرد، یكی از مهم ترین بخش های مربوط به مهارت خودآگاهی است.


شناخت تفاوت های میان زنان و مردان

در یك بعد كلی می توان گفت انسان ها، تفاوت های بسیاری با یكدیگر دارند كه دلایل شان نیز متنوع و متعدد است. اما تفاوت های بین زن و مرد ، تفاوت های عمده ای است. برخی از این تفاوت ها، ریشه در عوامل فیزیولوژیكی و زیستی دارند و بعضی، نشأت گرفته از عوامل فرهنگی و اجتماعی هستند.


بیشترین این تفاوت ها را كه معمولاً شدید و قابل تعمق است، می توان در ازدواج و زندگی مشترك به وضوح احساس كرد، از جمله این كه:


1 - دیدگاه زنان و مردان نسبت به ارتباط و مسائل جنسی كاملاً متفاوت است

این تفاوت كه در واقع ریشه زیستی دارد، مهمترین اختلاف آنان در ارتباط با رابطه جنسی است. این رابطه در زنان با عواطف مثبت و احساسات گره خورده است در حالی كه ارتباط جنسی در مردها، بیشتر جنبه های فیزیولوژیك دارد و بیشتر ارضای یك غریزه به حساب می آِید. دیگر آن كه جنبه های عاطفی این احساس در مردها، بسیار كمتر از آن احساسی است كه در زن ها وجود دارد. این تفاوت ها و یا عدم آگاهی از آنها، گاهی موجب سوء تفاهم و بر هم خوردن روابط میان مرد و همسرش می شود.


2 - استقلال برای مردان اهمیت بسیاری دارد

استقلال مردها از موارد قابل توجه در زندگی مشترك است. چون آنها مایلند و می خواهند در مورد مسائل مالی و معاملات و سایر موارد مشابه، مستقل عمل كنند. مخالفت همسر یا عدم توجه وی به این نكته، می تواند مشكلات و موانعی در زندگی مشترك ایجاد کند زیرا مرد تصور می کند كه به احساس استقلالش، لطمه خورده است.


3 - زنان می خواهند مورد حمایت باشند و به این حمایت اهمیت می دهند

چنانچه زن حس كند از طرف همسرش مورد بی توجهی و بی مسئولیتی قرار گرفته، به شدت آزرده می شود و واكنش های عاطفی شدید نشان می دهد. زیرا آنچه برای زن ها اهمیت دارد، آن است كه حس كنند همسرشان به آنان احترام می گذارد و به سلامت وعقیده و ... آنان اهمیت می دهد.


4 - مدیریت خانه برای مردها بسیار مهم است

با مراجعه به فرهنگ های مختلف موجود در جوامع گوناگون، خواهیم دید كه «مرد» به عنوان قدرت اول خانواده، شناخته شده است كه البته این مسئله را باید جدای از تبعیض های جنسی میان زن و مرد، به حساب آورد. در خانواده هایی كه زن بدون نظرخواهی و مشورت همسرش درباره مسائل خانوادگی تصمیمی اتخاذ می نماید، یا این كه قدرت اول خانواده است، معمولاً مشكلات گوناگون زیادی مشاهده می شود كه آسیب دیدگی احساس مرد از خود را می توان یكی از این ناراحتی ها دانست. البته این كه مرد، قدرت اول خانواده باشد بدان معنا نیست كه مرد، در یك نقش دیكتاتوری ظاهر شود بلكه منظور از این مسئله، مدیریتی است كه باید بر عهده مرد قرار بگیرد.


5 - صحبت كردن و ارتباطات اجتماعی برای زنان مهم است

زن ها با دور هم جمع شدن و صحبت كردن، بسیاری از نگرانی ها، استرس ها و ناراحتی های خود را تعدیل وتخلیه می نمایند. تمایل به ارتباطات اجتماعی و حرف زدن در زنان بیشتر از مردان است. به همین دلیل چنانچه درك و آگاهی زن و مرد، نسبت به این خصوصیت ضعیف باشد، مطمئناً آنان را دچار سوء تفاهمات جدی در زندگی مشترك خواهد نمود.


6 - نگاه مردان به مسائل، كلی تر است

مردها معمولاً وارد جزئیات و نكات ظریف نمی شوند، در حالی كه زن ها به عمق مسائل و اجزاء ریز در ارتباطات و دیگر موارد، توجه زیادی دارند. معمولاً این خصوصیات زن و مرد، موجب می شود زن تصور كند مرد در باره بسیاری از مسائل بی دقت و بدون توجه است و مرد نیز همسرش را فردی حساس و ریزبین بداند كه همیشه ذهن خود را برای موارد و مسائل پیش پا افتاده و كم اهمیت، درگیر و مشغول می سازد.


7 - جذابیت های جسمی و آراستگی برای مردها بسیار اهمیت دارد

مردها بیش از زن ها تحت تأثیر جذابیت های جسمی و آراستگی زن قرار می گیرند كه این نیز یكی دیگر از تفاوت های مهم آنهاست.


8 – زن ها عاطفی تر از مردها هستند

یكی دیگر از تفاوت های عمده بین زن و مرد، عاطفی تر بودن زنان است و این انتظاری است كه زن ها، از مردها نیز دارند! مثلاً زنی كه همواره تاریخ دقیق روز ازدواج ، تاریخ تولد همسر، مكان آشنایی و ... را به یاد دارد و چه بسا به مناسبت آنها، برای همسر خود، هدیه هایی هم تهیه كند، وقتی با شوهری روبه رو می شود كه نسبت به این مسائل بی اعتنا یا فراموشكار است، نخستین احساسش آن است كه همسرش نسبت به او بی علاقه و بی اهمیت است. باید دانست ادامه چنین تفكرات منفی و برخوردهای احساسی در مدت زمانی اندك، موجب بروز سوء تفاهم و دلسردی از زندگی مشترك می شود. لذا آگاهی از این نكات ضمن آن كه از ناراحتی های بسیاری جلوگیری می كند، احساس مهارت در زندگی مشترك را در شخص رشد می دهد و او را به موفقیت می رساند.


مهارت در همدلی با افراد

همدلی با افراد مهارت خاصی می خواهد. همدلی به برقراری ارتباط عمیق و صمیمی به انسان ها كمك بسیاری می كند. گاهی اوقات افراد به اشتباه، تصور می كنند تفاهم به این معناست كه ما با فرد مقابل، كاملاً همفكر و هم عقیده باشیم، در حالی كه باید گفت چنین تصوری از پایه و اساس اشتباه است، زیرا هیچ گاه نمی توان دو انسان را یافت كه به طور كامل شبیه یكدیگر باشند. اختلاف و تفاوت در دیدگاه ها، سلیقه ها، آرزوها، عقاید و علایق، همه و همه، امری طبیعی و كاملاً عادی است. اما آنچه این اختلاف و تفاوت را می تواند برای ما، قابل درك و فهم سازد، همان «همدلی» است كه به واسطه آن، می توانیم بسیاری از مشكلات ارتباطی خود با دیگران، خاصه شریك زندگی مان، را برطرف سازیم.


اصول مهارت همدلی


1 – به صحبت های دیگران خوب گوش كنید.

هنگامی كه كسی صحبت می كند، كار دیگری انجام ندهید. خوب گوش كردن یا به عبارت دیگر، گوش كردن فعال، پایه و اساس هر نوع ارتباط سالمی است. نمی توان هم كتاب خواند و هم به صحبت های طرف مقابل گوش داد. چون بین شنیدن و گوش دادن، تفاوت زیادی وجود دارد. همچنین توجه كنید كه هنگام صحبت كردن طرف مقابل، به صورت او نگاه كنید تا مطمئن باشد نسبت به صحبت هایش، هر چند معمولی و عادی، دقت، حرمت و حساسیت لازم را قائلید. حتی گاه با اظهار كلماتی چون بله! عجب! خوب! فهمیدم! پس این طور! به او نشان دهید كه كاملاً به صحبت هایش و آنچه كه می گوید، توجه دارید و برای این توجه تمركز كافی داشته باشید.


2 - با احساس و عواطف طرف مقابل تان همراه و هماهنگ شوید.

هنگام همدلی، سعی كنید طرف مقابل خود را درك كنید. آن هم به طور حقیقی و دور از هرگونه تظاهر و تصنعی ریاكارانه یا از روی اجبار! بلكه از روی عاطفه و احساس هماهنگ با طرف مقابل. مثلاً هیچ وقت نمی توان با فردی كه با صدا و حالتی حزن آلود، درباره مسئله یا موضوع ناراحت كننده ای سخن می گوید، با لحنی شاد و سرشار از سرخوشی سخن گفت. البته عكس این مثال نیز صادق است.


3 - به احساسات و هیجان های طرف مقابل تان توجه داشته باشید.

بیشتر اوقات، فردی كه از شرایط و مسایل خود، سخن می گوید و به شرح مشكلات یا درد دل هایش می پردازد، قبل از آن كه به دنبال راه چاره یا پند و اندرز و یا راهنمایی باشد، نیاز دارد تا مخاطب او، متوجه احساس و حالت و هیجان او شود و موقعیت های احساسی او را درك كند. شما باید با توجهی كه نسبت به احساس و هیجان او می كنید، این خواسته را برای وی به اثبات برسانید.


4 - خود را به جای طرف مقابل بگذارید.

تنها در این صورت است كه می توانید از دریچه چشم وی، به مشكلات نگاه كنید و احساسات و موقعیتش را دریابید تا بتوانید همدلی لازم را درباره اش داشته باشید.


5 - در همدلی با طرف مقابل، از جمله های قاطع استفاده نكنید.

معمولاً شدت ناراحتی و هیجان در فرد نیازمند به همدلی، به حدی است كه موجبات آزردگی و آسیب پذیری را در او، مستعد می سازد. بنابراین باید مراقب بود تا با چنین فردی، با كلمه ها و جمله های قاطع و بُرنده، صحبت نكنیم. چه بسا كه در تشخیص احساس و معانی سخنان وی اشتباه كرده باشیم آن وقت به دلیل قطعیت نظر و صحبتی كه داشته ایم، نه تنها همراه و همدل او نبوده ایم، بلكه به نوعی وی را آزرده خاطر و منزجر نیز كرده ایم.


مهارت حل اختلاف

این مهارت نیز، همانند بقیه مهارت ها، برای  ازدواج و تشكیل زندگی مشترك  و اصولاً برقراری ارتباط درست با دیگران ضروری و واجب است. آنچه مسلم است، بروز اختلاف و تفاوت بین افراد، امری كاملاً عادی و طبیعی است. منتها مهمتر و طبیعی تر آن است كه نسبت به حل این اختلافات، اشراف داشته باشیم و بتوانیم اختلاف یا سوء تفاهمات خود یا دیگران را به گونه ای حل كنیم كه رضایت همه فراهم آید؛ و این رضایت حاصل نخواهد شد مگر با كسب مهارت در حل اختلافات.


اصول مهارت حل اختلاف


- صحبت كنید، اما بدون پرخاش و توهین و تندی.

حل اختلاف، در زمان عصبانیت، حاصلی جز تخریب بیشتر نخواهد داشت. پس بهتر آن است كه همیشه بعد از آرام شدن محیط و افراد، اقدام شود.


- منفی سخن نگویید.

اگر برای وصل كردن، قدم جلو می گذاریم، باید دقت كنیم از به كار بردن سخنان نومید كننده و تحریك كننده و در مجموع منفی، خودداری نمائیم.


- در اولین قدم اختلاف، آن را حل كنید.

به محض احساس اختلاف یا سوء تفاهم، درصدد حل آن برآیید. چون اگر شامل مرور زمان شود، تبدیل به كینه و رنجش می شود. به خاطر داشته باشید صحبت و بازگو كردن ناراحتی ها و سوءتفاهمات، كمك مؤثری برای رهایی از غم و اندوه است و حل اختلافات را نیز سهل تر می نماید.


- از طرف مقابل خود، یا طرفین اختلاف، درخواست كنید تا خیلی سریع، وقت مناسبی را با هماهنگی یكدیگر، برای حل اختلاف، اختصاص دهند.


- احساس شرم و گناه و خجالت را برای طرف مقابل به وجود نیاورید.

چنانچه ما با طرف مقابل خود، دچار مشكلی شده اید یا برای حل اختلاف دیگران، می خواهید اقدام نمائید، هرگز نباید به گونه ای صحبت كنید كه دیگری یا دیگران را دچار احساس خجالت، گناه یا شرمندگی كنید. طعنه و كنایه را نیز باید از لحن و كلامتان حذف نمایید.


- نظر و عقیده خود را بیان كنید.

ناراحتی خود را عنوان كنید و درباره اش سخن بگویید بدون آن كه قضاوت یا سرزنش كنید و حكمی صادر نمایید.


- دیگری یا دیگران نیز حق دارند.

به طرف مقابل خود یا دیگرانی كه با یكدیگر دچار اختلاف شده اند، اجازه كافی بدهید تا از ناراحتی ها و مشكلاتشان صحبت كنند. تخلیه روانی، فرد را برای طرح یا پذیرش مسائل متفاوت و سپس حل مشكلات، آماده تر می نماید.


- عذرخواهی مشكل نیست.

در زمان حل اختلاف، چنانچه فرد متوجه اشتباه خود بشود، بهتر است فوری با یك جمله كه حاكی از ندامت و عذرخواهی اوست مسئله را ختم به خیر كند. «عذرخواهی» نه تنها فرد را كوچك نمی كند، بلكه دیگران را متوجه انعطاف و دقت نظر او نیز می سازد. حال چنانچه لزومی به عذرخواهی هیچ كسی مشاهده نشد، توافق و به قول معروف، كنار آمدن با هم، مسیری تازه برای رفع سوء تفاهمات و برقراری ارتباطات جدید خواهد بود.


- هربار، فقط یك موضوع را مطرح كنید.

برای هر مشكل، یك جلسه مشخص را اختصاص دهید. چرا كه در صورت صحبت و طرح همه ناراحتی ها و مشكلات در یك جلسه، نه تنها راه حلی حاصل نخواهد شد، بلكه به لحاظ یادآوری و تداعی یا درهم پیچیدگی ناراحتی ها، دامنه اختلافات وسعت بیشتری خواهد گرفت.

لازم به یادآوری است كه مهارت حل اختلاف، در روابط خانوادگی، خاصه ارتباط میان زن ها و شوهرها، اهمیت بسیاری دارد. ضمناً باید در نظر داشت كه در این روابط، حفظ احترام ادب و حرمت و همكاری و تعادل، برای همگان امری لازم و واجب است.


مهارت تصمیم گیری

تصمیم گیری نیاز به مهارت دارد. انسان ها به صورت های مختلفی تصمیم گیری می كنند، خواه این تصمیم درباره معامله ای باشد یا اشتغال به كاری یا انجام عملی یا ازدواجی.


انواع تصمیم گیری


1 - تصمیم گیری احساسی؛

كه تصمیم براساس یك احساس خاص ( عشق ، خشم، كینه، حسادت و كمك و...) گرفته می شود.


2 - تصمیم گیری اجتنابی؛

تصمیمی كه فرد به دلیل ترس و نگرانی كه دارد، سعی می كند تا آنجا كه می تواند آن را به تعویق اندازد. این گونه اتخاذ تصمیم، امكان آن را به وجود می آورد كه فرد، فرصت های مناسب زندگی خویش را از دست بدهد.


3 - تصمیم گیری اخلاقی؛

تصمیمی است كه فرد، برای انجام آن به دلایل اخلاقی تكیه می كند. مثلاً ادامه دادن به یك زندگی مشترك مملو از تنش و پر تشنج، به دلیل وجود فرزند.


4 - تصمیم گیری تكانشی؛

این نوع تصمیم گیری، بسیار سریع و بدون توجه به عاقبت كار، یا ارزیابی و توجه به موقعیت ها و شرایط صورت می گیرد. مثلاً فردی، فرد مقابل خود را برای كاری كه در نظر دارد ترغیب به عجله می كند و قدرت تفكر در مورد یك عمل درست را از او می گیرد.


5 - تصمیم گیری مطیعانه؛

سبك تصمیم گیری مطیعانه، می تواند صدمه زیادی به موضوع تصمیم و یا به عنوان مثال، به ازدواج فرد، وارد كند. در تصمیم گیری مطیعانه، دیگران برای یك یا دو نفر یا موضوعی، تصمیم می گیرند بدون آن كه فرد یا افراد یا موضوعی كه تصمیم بر روی آن اجرا می شود، نقشی در این تصمیم گیری داشته باشند. نمونه این تصمیم گیری را می توان در ازدواج های سنتی مشاهده كرد.


6 - تصمیم گیری عقلانی؛

سالم ترین تصمیم ها، تصمیمی است كه براساس تفكر، بررسی و مطالعه، ارزیابی و تحقیق صورت بگیرد. تصمیم گیری عقلانی، براساس واقعیات است و معمولاً خطا و اشتباه در آن به ندرت دیده می شود.


اصول تصمیم گیری عقلانی


تصمیم گیری عقلانی نیز مانند بقیه مهارت ها، دارای اصول مهارتی است كه به ترتیب ذیل است:


- مواجه شدن با یك تصمیم:

زمانی است كه فرد متوجه می شود باید تصمیم بگیرد. بنابراین روی آن تمركز كرده و ضمن روشن كردن موضوع تصمیم، اطلاعات مورد نیاز را جمع آوری می نماید.


- حق انتخاب و بررسی مورد تصمیم بر اساس اطلاعات:

با راه حل ها و اطلاعاتی كه فرد به دست آورده، این حق را می یابد تا تصمیمی درست برای انتخاب، ازدواج یا انجام كار مورد نظرش بگیرد.


- ارزیابی پیامدهای پیش بینی شده حق انتخاب:

فرد پیامدهای متفاوت از انتخاب ها را مورد بررسی و ارزیابی قرار می دهد تا معقول ترین آنها را انتخاب كند.


- تعهد به تصمیم:

نسبت به تصمیمی كه گرفته می شود باید پایبند بود و به آن اعتقاد داشت.


- برنامه ریزی برای انجام تصمیم:

حتی تصمیم عقلانی نیز نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد.


- اجرا یا انجام تصمیم:

در این مرحله، فرد به صورت عملی وارد مراحل برنامه ریزی شده می شود. مثلاً تصمیم به ازدواج كه مراحلی همچون خواستگاری ، نامزدی ، خرید و غیره دارد.


- ارزیابی پیامدهای واقعی اجرا یا انجام تصمیم:

فرد به بررسی و ارزیابی تصمیمی می پردازد كه یا ناموفق بوده یا آن موفقیت لازمی را كه فكر می كرده نداشته است. در اینجا فرد مراحلی را كه از سر گذرانده، مورد بررسی قرار می دهد تا برای برنامه آینده اش، شروع به برنامه ریزی كند.

فاطمه مشهدی رستم

+ نوشته شده در  شنبه 4 خرداد1387ساعت 21:23  توسط NICK  | 

چه كسانی آمادگی ازدواج را دارند ؟

آماده ای برای ازدواج؟

ویک سوال اساسی که : «ویژگی افراد بالغ آماده ی ازدواج چیست ؟ »بعد از آن ، به 16 مورد از این ویژگی ها پرداختیم و حال ادامه ی موارد:

 

1- حقه بازی

از نیروی خود برای فریب دیگران استفاده می كنید. به جای طرح صریح خواسته های خود ، با زرنگ بازی می خواهید به هدفهایتان برسید.

 

2- فروتنی بیش از اندازه

نگرانید كه كسی را از خود برنجانید. اما وقتی می بینید كه دیگران به نیازهای شما واكنش مثبت نشان نمی دهند ناراحت می شوید.تقصیر همه ی اشكالات زندگی را به گردن دیگران می اندازید.هرگز احساس نمی كنید كه شما مسئول اتفاقات زندگی خود هستید.

 

3- وحشت زده و عذاب كشیده

اغلب اوقات احساس ترس دارید. بی مقدمه از جا می پرید.وحشت زده اید.با دلخوری از خویش خود را عذاب می دهید.از خودتان بدتان می آید.

 

4- كودك درون

به بالغها شباهت دارید .مانند آنها راه می روید و حرف می زنید.اما در اصل ، احساس بچه ها را دارید.

 

5- كمال طلبی ، انعطاف ناپذیری و اقتدارطلبی شدید

می خواهید همه ی كارها را درست انجام دهید .به صورت دایم خود را اصلاح می كنید و در مقام دایمی داوری هستید.

 

6-  محتاج و نیازمند

احساس نیاز می كنید و از دیگران انتظار دارید نیازهای شما را برآورده سازند. می خواهید ازدواج كنید تا كسی از شما مراقبت كند. خواسته های شما برطرف ناشدنی هستند. شاید هم اصولاً ندانید كه چه می خواهید.

 

7-  نداشتن مهارتهای ارتباطی

تحت تاثیر احساسات قدرتمند هستید. نمی توانید احساس خود را با دیگران در میان بگذارید. و احساس دیگران را هم درك نمی كنید.

 

8-  نامشخص بودن مرزهای احساسی

از حد و مرز خود با دیگران بی اطلاعید.احساسات دیگران را به نمایش می گذارید. توانایی برخورد همدلانه ندارید زیرا شما به جای دیگران احساس می كنید.

 

9- خشم، اندوه، ترس، لذت و شرم درونی شدید

شما شخصی عصبانی هستید، احساس خشم نمی كنید.اندوهگین هستید ، احساس اندوه نمی كنید.درونی ساختن احساسات بدین معناست كه دیگر آنها را احساس نمی كنید.این احساسات بخشی از وجود شما شده اند.وقتی شرم درونی می شود، همه احساسات تابع این شرم می شوند.

 

10- ابهام متجاوز ـ قربانی

در روابط خود میان یك متجاوز و یك قربانی تاب می خورید.

 

11-  بیگانگی احساسی

با برخی از احساسات خود بیگانه اید.این احساسات گاه خود به خود بروز می كنند. مثلاً می بینید كه ناخواسته عصبانی می شوید. می گویید: ” نمی دانم، چرا این طوری شدم“ همین مساله در مورد اندوه و ترس هم صدق می كند.

 

12- توجه بی تناسب به نیازهای دیگران

پیوسته نگران احساسات دیگران هستید. رفتارتان به گونه ای است كه می خواهید به آنها احساس بهتری ببخشید. اگر عصبانی هستند، رفتارتان را تغییر می دهید تا احساس بهتری پیدا كنند. اگر اندوهگین هستند ، كاری می كنید كه اندوهشان را فراموش كنند.

 

13- ترس از اكنون

از گذشته ناراضی هستید. آرزو می كنید كه بتوانید آن را از نو انجام دهید. مرتب در هوای آینده هستید.” اوضاع بهتر می شود“ مرتب در گذشته و آینده زندگی می كنید. اما هرگز در لحظه ی حال قرار نمی گیرید. خاطرات و تصورات راهی برای اجتناب ار احساسات فعلی هستند.

 

14- بی اعتمادی

به كسی اعتماد نمی كنید .احساس می كنید هر چه را كه می توانید باید به دست آورید. از سیاه ها، سفیدها، اروپایی ها، آسیایی ها و غیره و غیره متنفرید. هر جا بتوانید دیگران را آزار می دهید.

 

15- گرفتاریهای عاطفی

به لحاظ جسمانی بی حال و كرخت هستید. احساس نمی كنید و احساسی بروز نمی دهید. به لحاظ روانی كرخت و بی حال هستید و احساس خود را با خشم و انفجار بروز می دهید ، كه در مورد اخیر به سرعت به خود می آیید و به اوضاع مسلط می شوید.

 

کاربر عزیز!

با خواندن این 3 مقاله ، کلاهتان را قاضی کنید. آیا به بلوغ فکری رسیده اید ؟ آیا فکر می کنید آمادگی شروع زندگی مشترک را دارید ؟ آغازی بی بازگشت ، بی حس ندامت و حسرت ؟ بار دیگر موارد را بخوانید و خوب فکر کنید . کند و کاو کنید درونتان را .

 

 

منبع : بر گرفته از نشریه ی «راه زندگی» - با تغیر و تلخیص

+ نوشته شده در  شنبه 4 خرداد1387ساعت 21:21  توسط NICK  | 

آموزش مهارت های زندگی ( ویژه جوانان و نوجوانان)

همه ما در زندگی با موقعیت هایی روبرو می شویم كه اگر به درستی عمل نكنیم سلامت روانی خودمان و دیگران به خطر می افتد. این موقعیت ها مختلف هستند . مثلاً چگونه با دوستان و اطرافیان خود ارتباط برقرار كنیم ؟ چگونه مسئولیت های جدید را بپذیریم ؟ چگونه تصمیم بگیریم؟ چگونه مشكلاتمان را حل كنیم ؟ چگونه با ترس ، اضطراب ، ناكامی ، افسردگی و فشارهای روانی مقابله كنیم؟

مهارت های زندگی :

(مهارت های زندگی) توانایی هایی هستند كه به ما كمك می كنند با موقعیت های زندگی - بخصوص موقعیت های پر خطر - به طور صحیح برخورد كنیم . وقتی این مهارت ها را كسب كردیم می توانیم در ایجاد ارتباط با دیگران سازگارانه عمل كنیم و بدون توسل به اعمالی كه به خودمان یا دیگران صدمه می زند مشكلات را حل كنیم .

این مهارت ها چه مهارت هایی هستند؟

مهارت های زندگی شامل ده توانایی كلی به شرح زیر است . برای زندگی بهتر لازم است این مهارت ها را تمرین كنیم تا كمتر دچار آسیب های روانی و اجتماعی  شویم :

1 – توانایی حل مسئله

ما در زندگی به طور مداوم در حال حل مسئله هستیم . برخی از این مسائل ساده هستند ولی برخی دیگر به فعالیت های فكری پیچیده ای نیاز دارند. توانایی حل مسئله به ما كمك می كند مسائل زندگیمان را به نحو مطلوب حل كنیم . اگر مسائل مهم زندگی ما حل نشده باقی بماند با فشار روانی روبرو می شویم و سلامت روانی و جسمانی ما تهدید می شود.

2 – توانایی تصمیم گیری

اگر چه همه ما تصمیم می گیریم ولی همیشه تصمیم های هوشمندانه نمی گیریم . برخی از تصمیم گیری های غلط منجر به به پیامدهای ناخوشایند می شوند. مهارت تصمیم گیری به ما كمك می كند كه به طور صحیح در مورد اعمالمان تصمیم بگیریم و جوانب مختلف انتخاب ها و پیامدهای مثبت و منفی هر یك از آنها را در نظر بگیریم . تصمیم گیری مناسب و واقع بینانه موجب بالا رفتن سطح سلامت روانی ما می شود.

3 – توانایی تفكر خلاق

این نوع تفكر به ما كمك می كند مسائل را از زوایای مختلف دریابیم و راه حل های مختلف مسئله و پیامدهای آن را ارزیابی كنیم و بالاخره راه حل های تازه ای برای مشكلاتمان پیدا كنیم . با استفاده از این مهارت ؛ تصمیم گیری های ما مناسب تر انجام می شوند و مسائل به طور عملی تر حل می شوند.

 4 – توانایی تفكر انتقادی

با استفاده از این مهارت به بررسی و تجزیه و تحلیل افكار خود و دیگران می پردازیم و به فهم و درك روشن تر دست می یابیم . این توانایی كمك می كند تا اطلاعات و تجاربی را كه به ما می رسد تجزیه و تحلیل كرده و در مقابل ارزش ها و فشارهایی كه به ما تحمیل می شود مقاومت كنیم و بدانیم كه رفتار دیگران همیشه درست نیست .        

5 – توانایی ارتباطی

ما بخش اعظم هر روز را به ارتباط برقرار كردن با دیگران می گذرانیم تا هر چه بیشتر بتوانیم نیازهای خود را بیان نماییم و نیازهای دیگران را درك كنیم . توانایی ارتباطی به ما كمك می كند تا با دیگران ارتباط كلامی و غیر كلامی مؤثرتری داشته باشیم و با غلبه بر خجالت ، نظرات خود را برای دیگران ابراز كنیم . اگر این مهارت را كسب كرده باشیم در موقع لزوم می توانیم  با تقاضاهای نامناسب دیگران مخالفت كنیم .

6 – توانایی روابط بین فردی

توانایی روابط بین فردی به ما كمك می كند با دیگران همكاری و مشاركت بهتری داشته باشیم . به آنها اعتماد كنیم. مرزهای روابط با دیگران را تشخیص دهیم .  دوستی های مطلوب را حفظ كنیم و در شروع و خاتمه ارتباطات به طور مؤثرتری رفتار كنیم .

7 – توانایی خودآگاهی

یعنی توانایی شناخت خود و آگاهی از نقاط  ضعف و قوت خواسته ها، ترس ها ، رغبت ها و تمایلات خود؛ این توانایی به ما كمك می كند تصویر واقع بینانه ای از خود داشته باشیم و حقوق و مسئولیت هایمان را بهتر بشناسیم .

8 – توانایی همدلی

توانایی همدلی یعنی این كه فرد بتواند زندگی دیگران را حتی زمانی كه در آن شرایط قرار ندارد ، درك كند . همدلی به ما كمك می كند تا انسان های دیگر را وقتی با ما متفاوت هستند بپذیریم و به آنها احترام بگذاریم . كسانی كه همدلی بیشتری دارند، به دیگران علاقه مندند؛ افراد مختلف را تحمل می كنند؛ پرخاشگری كمتری دارند و دوست داشتنی ترند. این مهارت روابط اجتماعی را بهبود می بخشد.

9 – توانایی مقابله با هیجان

این مهارت شامل توانایی شناسایی هیجانات خود و دیگران ، و نیز شناخت تأثیر هیجانات بر رفتار است . این مهارت به ما كمك می كند كه در مواقع ناكامی ، خشم ، افسردگی و  اضطراب ، واكنش های مناسبی نشان دهیم .

10 – توانایی مقابله با فشارهای روانی ( استرس)

این توانایی شامل شناخت استرس های مختلف زندگی و تأثیر آن بر رفتار است و ما را قادر می سازد كه منابع فشار روانی را در زندگی خود بشناسیم و راه های صحیح كاهش فشار را دنبال كنیم .
+ نوشته شده در  شنبه 4 خرداد1387ساعت 21:19  توسط NICK  | 

دلهره کنکوراین همه؟

 

اضطراب امتحان و کنکور(1)

اضطراب

 

حتما در برخی شرایط زندگی احساس ناخوشایند اضطراب راتجربه کرده اید . احساس نامطبوعی که درمواردی از این که بتوانید کار یا فعالیت مورد نظرتان رابه خوبی انجام دهید ، ممانعت کرده است اضطراب چیست ؟آیا سعی کرده اید به عوامل ایجاد یا تشدید کننده آن پی ببرید ؟

چرا در موقعیت امتحان یا کنکور یا شرایط خاص ، که برای شمابسیارمهم وحیاتی است دچار اضطراب می شوید؟

آیا راه کنترل یا غلبه براضطراب را می شناسید؟

عصر ما را عصر اضطراب نام داده اند. زیرا در تمام شئون زندگی آثار اضطراب را می توان دید . با توجه به این که تعاریف ، تقسیم بندی و راه های کنترل و درمان متعدد وجود دارد ، به برخی ازآن ها درزیر اشاره می کنیم :

تعاریف اضطراب :

اضطراب حالت عاطفی نامطبوع است که با تغییرات سایکو فیزیولوژیک در پاسخ به یک تعارض درونی همراه می باشد.

 یک ترس درونی شده، واکنش ناآگاهانه دربرابر تمایلات سرکوب شده و نتیجه طرزتفکر غیرمنطقی است. میزان اضطراب را متناسب با میزان بی اعتباری پیش بینی های فردی دانسته اند .

اضطراب امتحان با عوامل شخصیتی ، اجتماعی خانوادگی ، فرهنگی وآموزشگاهی رابطه دارد و در عملکرد تاثیرگذار است و آن را «ترس ودلهره و نگرانی که افراد درمواجهه باموقعیتی به نام امتحان با آن روبرو می شون» تعریف کرده اند.

معمولا کسانی دارای اضطراب امتحان هستند که :

 

1- هنگام مطالعه دروسی بخاطر گذراندن امتحان مضطربند.

2- به هنگام حضور درامتحان دچار فراموشی می شوند.

3- درباره نحوه امتحان ونتایج آن از مدت ها قبل نگرانند.

4-علایم جسمانی نظیر تپش قلب، عرق کردن ،تنفس عضلانی و.... دارند .

5- هنگام امتحان دادن ، تمرکز حواس ندارند وقادر به تنظیم آموخته ها نیستند.

درگیری ذهنی

عوامل موثر در اضطراب امتحان

 

1-  تصویرغیر واقع بینانه ازخود : انسان خود راحقیرمی بیند وازشخصیت واقعی اش درحال فراراست وازسوی دیگر اضطراب این امر را تقویت می کند .

2- مسائل گذشته و پیشامدهای آینده : رها کردن وضعیت فعلی ومعطوف داشتن فکر به مسائل گذشته ویا آینده

3- عوامل عاطفی وفیزیکی قبل وحین امتحان : مکانیسم های روانی هیجان درقبل وحین امتحان بر یاد آوری وحافظه تاثیر دارد. اضطراب امتحان درسطح بالا همواره درفعالیت وکارآیی مزاحمت ایجاد می کند واضطراب درسطح متوسط مقداری انگیزه ایجاد می کند.

4- عوامل شخصیتی : اضطراب عمومی ، عزت نفس پایین، اسناد درونی ، شکست ها

5- عوامل خانوادگی : الگوهای خشک وغیرقابل انعطاف پرورش انتظارات بیش ازحد ، تنبیه وسرزنش ،عدم تشویق ، وضعیت اقتصادی ، اجتماعی پایین

6- عوامل آموزشگاهی : محیط و موقعیت امتحان ، محدویت زمان ، عدم مطالعه صحیح وکافی ، عوامل مزاحم (نور ،صدا مراقبین و........)

7- عدم آمادگی : هوش ، انگیزه موفقیت ، درماندگی آموخته شده..

 

علایم اختلالات اضطرابی

1-علایم شناختی : مشکلات حسی ادراکی ، مشکلات تمرکز وحواس پرتی ،اشکالات مفهومی ( تعریف شناختی)

2- علایم عاطفی : بی حوصلگی ، نارآمی ، ترس.

3-علایم رفتاری : بازداری ، اجتناب، اشکال کلامی، ناهماهنگی

4-علایم فیزلوژیکی : علایم قلبی – عروقی ( افزایش ویاکاهش فشار خون و ضعف ) اشکالات تنفسی(احساس   خفگی )  علایم عصبی – عضلانی ( اسپاسم ) معده ای – روده ای ( درد شکم وتهوع) علایم پوستی ( تعریق – برافروختگی چهره و..)

در مقاله بعد شما با راه های در مان اضطراب و رهنمودهایی برای کاهش اضطراب کنکور آشنا می شوید

+ نوشته شده در  شنبه 4 خرداد1387ساعت 21:16  توسط NICK  | 

ایده های اشتباه ازدواج

1- ازدواج به دلیل دوری از خانواده و پدر و مادر:

وقتی وضعیت در خانه‌ی پدری، شوم و اندوه‌بار باشد، ازدواج یک راه گریز محسوب می‌شود.

تعجبی ندارد که خیلی‌ها این راه گریز را انتخاب می‌کنند؛ اما به‌طور معمول، این مسیری است که شما را از چاله درآورده و به چاه می‌اندازد.

 

 یکی دو سال دیگر در خانه‌ی پدر و مادر ماندن، بهتر از آن است که با نخستین پیشنهاد ازدواج، تن به تاهل دهید، چون آن‌وقت ممکن است شریک زندگی‌تان تا آخر عمر سبب رنجش و آزار شما گردد.

 

2-  ازدواج به دلیل نگرش یک جانبه‌ی پدر و مادر شما به شخص مورد نظر:

البته جای تعجب دارد که پدر و مادر شما به‌طور واقعی، همسر آینده‌ی شما را دوست بدارند؛ اما دوست داشتن این فرد از سوی آنان، دلیل کافی برای مدنظر قرار دادن ازدواج با آن فرد نیست. سال‌های آینده، زمانی که (بعد از 120 سال ) از میان شما رفتند، شما کماکان باید اسیر فرد رویاهای آنان باشید؛ فردی که شاید مرد یا زن رویاهای شما نباشد.

 

3- ازدواج فقط به دلیل پول و ثروت:

اگر شما شیفته‌ی فردی هستید که ثروتمند است و فقط به همین دلیل حاضرید با او ازدواج کنید و به دیگر ابعاد توجه نمی‌کنید، این ملاک مناسبی نمی‌باشد.

 

 ایده‌ی ازدواج کردن با یک فرد، بدون توجه به احساس و عاطفه‌ی قلبی و فقط از روی نگاه مادی گرایانه، به‌طور یقین، عقلانی نیست و اشتباه می‌باشد.

 

4- ازدواج به دلیل ترحم و دل‌سوزی به یک فرد:

گاهی انگیزه‌ی فرد برای ازدواج، نجات دادن شخص مقابل از تنهایی، فشارهای زندگی، مشکل‌های اقتصادی و اجتماعی و دلیل‌های دیگر است.

 برای نمونه، دختری که به پسری وابستگی شدید دارد، مسوولیت زندگی او از جمله کار، مسکن و مسائل مادی را می‌پذیرد. چنین انگیزه‌هایی بعد از مدتی کوتاه، رو به خاموشی می‌رود و در نهایت، زندگی مشترک را با بحران مواجه می‌سازد.

 

5- ازدواج به دلیل خو گرفتن به ارتباط در طی زمان طولانی:

هنگامی که دو نفر پس از آشنایی، تصمیم به ازدواج با یکدیگر می‌گیرند، اشکالی ندارد؛ اما موقعی اجبار به دلیل «عادت محض» خطرناک می‌شود که دو نفر که با هم ازدواج کرده‌اند و بعد، از یکدیگر طلاق گرفته و به هم عادت کرده‌اند، تصمیم بگیرند دوباره شانس خود را امتحان کنند؛ مطمئن باشید هرگاه بار نخست، کارساز نبوده باشد، بار دوم نیز، کارساز نخواهد بود.

 

6- فردی که برای رسیدن به شما از همسرش جدا می‌شود:

به‌طور معمول، این‌گونه ازدواج‌ها، زیاد دوام نخواهد آورد و پایه‌ای برای یک رابطه‌ی درازمدت نخواهد بود. فردی که به خاطر شخصی حاضر است به همسر یا نامزد خود خیانت کند، به‌طور مسلم رابطه‌ی آنان، استحکامی نخواهد داشت؛ زیرا کسی که توسط شما به فرد دیگری خیانت کرده، روزی نیز به خود شما خیانت خواهد کرد.

 

نویسنده : محمدرضا دژکام -روان‌شناس، مشاور ازدواج و خانواده -عضو انجمن روان‌شناسی ایران

+ نوشته شده در  شنبه 4 خرداد1387ساعت 21:14  توسط NICK  | 

مراقبت از پوست

گوناگونی و تنوع در انواع پوست به علت نژاد ( مانند : سیاه - سفید -زرد - قهوه ای ) ؛ به علت ارثی و محیطی ( پوست : خشک – چرب – معمولی و مخلوط ) نیاز به مراقبتهای گوناگون بسته به نوع پوست دارد.
● انواع پوست
پوستها بسته به ترشحات طبیعی و مرطوب کنندگی خود به ۴ دسته تقسیم میشوند :
۱- پوســت چــرب : این نوع پوست در بین نوجـوانان و جــوانان شـایع میباشد . در این نوع پوست ترشحات غــدد چــربی زیاد میباشد . افزایش ترشحات غـدد چربی به ارث و فعالیت هورمونهای جنسی مربوط می شود .
۲- پوســـت خشــک : در افراد با سنین بالاتر این نوع پوست شایع میباشد . به دلیل کاهش ترشحات چربی و عدم فعالیت مرطوب کننده طبیعی پوست این حالت از پوست دیده می شود .
۳- پوسـت طبیعی و نرمال : ترشحات چربی و فعالیت مرطوب کننده پوست در حد طبیعی می باشد
۴-پوســت مخلوط: ترشحات چربی و مرطوب کنندگی در ناحیه ای از پوست با ناحیه دیگر فرق میکند مثلا" : در روی گونه خشک و در کنار بینی چرب می باشد .
=- بسته به نوع پوست بهترین مراقبتهای روزانه شامل:
۱)انتخاب محصولات آرایشی و بهداشتی با در نظر گرفتن نوع پوست .
۲)پاک کردن صورت از آلــودگــیهای محـیطی و ترشحـات پوســتی ( عرق - چربی ) وپوسـته ریزی طبیعی پوست .
۳) استفاده از مرطوب کننده جهت اصلاح و کمک به مرطوب کننده طبیعی پوست .
۴) محــافظت پوســت از نور خــورشید جهــت حـذف رسیدن اشعه ماورا بنفش به پوست توسط ضدآفتاب { مکانیکی ویا شیمیائی} ( در قسمت ضدآفتاب توضیح داده شده
۵) درمان هر نوع ناراحتی و ضایعات پوستی .
● روزنه های پوستی
▪ روزنه پوستی چیست؟
روزنه یا همان منافذ پوستـی در حقیقت محل خـروج چربـی از غدد چربی میباشد . در افرادی که تا حدودی این غدد فعال میباشند و پوست چـربی دارند این منافذ دیده می شود (در همه افراد این منافذ وجود دارد )
نبایـد هـیچـوقـت به فکر بستن این منافـذ بود ؛ چـون با بستن این منافـذ محـل خـروجی این غـدد بسـته شـده و باعـث جـوش صورت میشوند. البته به اشتباه در جـامعه مرسوم است که این منافذ را میبندند. ولی در حقیقت اینگونه نیست .
روشهایی وجود دارد که میتوان این منافذ را غیر رویت کرد یعنی دیده نشوند.
وقــتی ترشحات چــربی در این منافــذ وجود داشته باشند بعلت اکسیده شدن مواد چربی در این منافذ برنگ تیره دیده میشوند . راحــترین روش این است که این ترشحـات چــربی را بوسـیله شستشو از بین برد . شستشوی مکرر با صابونهای ضد جوش به این امر کمک می کنند.
روش بعدی : با استفاده از کرم و ژلهای حاوی AHA که مقداری لایه برداری میکنند میتوان این منافـذ را غـیر رویـت کرد .روشـهای دیگری نیز وجود دارد که احتیاج به پزشک مجرب دارد و از ذکر آنها خودداری می کنم.
● پوست سالم
پوست سالم همواره رضایت خاطر همه افراد را فراهم می کند این چنین پوستی هرگز در مقابل اب سرد و گرم .بادوبوران .طوفان و... عارضه ای ازخود نشان نمی دهد اما دقت کنید پوستهای این چنینی بسیارنادرند والبته نگهداشتن پوست دروضعیت سلامت امربسیارمهمی است .
۱) پوست سالم ۲) تعیین نوع پوست و خصوصیات آن ،
۳)آزمایش پوست ۴) دانستن pH پوست
قبل ازاینکه درمورد پوستهای مختلف صحبت کنیم لازم می دانم خصوصیات یک پوست سالم را عنوان نمایم .
پوست سالم باید:
۱) سفت ودرعین حال دارای نوعی خاصیت ارتجاعی باشد : این ویزگی موجب مقاومت ودوام پوست میگردد
۲) حالتی به هم فشرده داشته باشد: یعنی صاف یکنواخت و مات باشد و دارای برجستگی و ناهمواری نباشد .ضمنا منافذ بازکه پوست را زشت وناجورمی گرداند درپوست سالم دیده نمی شود
۳) لطیف باشد : دارای ظاهری صورتی رنگ است وچه مات وچه براق نشاندهنده سلامتی است
۴) دارای رنگی جذاب باشد : بنا به عوامل وراثتی وشرایط اب وهوایی رنگ پوست می تواند ازصورتی تا سیاه تغییر کند. پوستهای خاکستری وکبود یا رنگ پریده نشانه بیماریست وتیرگی ان حکایت ازفقدان شادابی پوست دارد.
۵) رنگ پوست هرچه که هست بایددربیننده احساس گرمی ایجادکند و معرف سلامت شخص باشددرضمن هیچ لکه ای نبایدیکنواختی پوست راازبین ببرد.
● چگونه پوستتان را آزمایش کنید؟
برای پی بردن به ماهیت پوستتان قبل ازهرچیز باید باپزشک متخصص مشورت کنید اما اگرمی خواهید خودتان تا حدی ویزگی پوست خودرا ارزیابی کنید می توانید باشیوه های خاص این کارراانجام دهید برای این منظور بایدابتدا وسایل زیر را اماده کنید :
یک عدد آینه مقعریا ذره بین مخصوص . کاغذمخصوص پاک کردن ارایش یا کاغذ ابریشمی . کاغذ اغشته به جوهر تورنسل که درداروخانه ها موجود است.این ازمایش رابایددرزمانی که وقت کافی دارید انجام دهید امابهترین زمان برای این کار صبح پیش ازشستشوی صورت است .لباسی گشاد وراحت بپوشید تا احساس سرما یا گرمای زیاد نکنید وبتوانید براحتی درمقابل اینه نشسته وبه ازمایش پوستتان بپردازید . عجله نکنید !
بهتراست قبل ازشرح ازمایش اندکی برایتان از خصوصیات پوستهای مختلف بگوییم تا بتوانید نوع پوست خودرا تعیین کنید.
▪ خصوصیات پوستهای مختلف به شرح زیر است :
پوست معمولی :انچه درمورد پوست سالم شرح دادیم دراین مورد صادق است .
پوست خشک : این نوع پوست ظریف کشیده وشکننده میباشد وبه اسانی دچارچین وچروک میشود . اب سرد. افتاب وصابون میتوانند این پوست را ملتهب سازد.
پوست چرب :این نوع پوست براق ولیز است وکمتردچار چین وچروک میشود دارای منافذ بازونقاط سیاه میباشد وبیشترازسایر انواع پوست دچار جوش ونقصهای زیر جلدی میگردد.
پوست مختلط : عموما اینچنین پوستی برروی گونه ها وگرداگرد چشم ها خشک است ودرقسمتهای پیشانی .چانه وبینی چرب میباشد .این نوع پوست عیب های دونوع پوست خشک وچرب را داراست .
پوست بی آب : این پوست میتواند چرب یا خشک باشد .این نوع پوست کدر ومعمولا دچارافتادگیست .درسطح پوست اشخاص بوری که از ویزگیهای پوست بی اب برخوردارند چین وچروکهای ریز بسیاردیده می شود.
پوست دچار خفگی : زمخت وزخیم میباشد ونشانه های حیات دران دیده نمیشود این نوع پوست دارای نقاط سیاه یا پوسته های سفید رنگ است .
حال که اندکی ازخصوصیات پوستهای مختلف را دانستید شروع به انجام ازمایش نمایید :
یک تکه دستمال ابریشمی بردارید وبرروی پوست صورتتان بکشید .توجه کنید که نباید برپیشانی .بینی .گونه ها اطراف چشمان وچانه فشار اورید . یعنی باید بسیار اهسته برپوست بکشید .حالا دستمال را کناربگذارید وحتما ازمشاهدات خودیادداشت بردارید .
▪ نتیجه بدست امده یکی از موارد زیر است :
پوست خشک :برروی دستمال (کاغذ) لکه ایجاد نمیشود
پوست چرب : کاغذ لکه می شود
پوست معمولی : برروی کاغذ لکه بسیار کمرنگی ایجاد می شود
پوست بی آب : گاهی لکه ایجادمیشود وگاهی بی لکه می ماند
پوست دچار خفگی : برروی کاغذ لکه بسیارکوچکی ایجاد می شود
برای دانستن pH پوست از کاغذ تورنسل استفاده کنید .این کاغذ ابی رنگ دراثرتماس با اسید قرمز میشود حال درادامه ازمایش :
حداقل دو ساعت پس ازتمیز کردن صورت قطعه ای کاغذ تورنسل بردارید وبربخشی ازصورت که مایلید مورد ازمایش قراردهید بگذارید و۹۰ ثانیه نگهدارید . پس از فشاری نسبتا قوی ان را جدا کنید در این هنگام :
اگر رنگ کاغذ اندکی به صورتی متمایل شد پوست شما از نوع چرب میباشد وخاصیت اسیدی ان کم است
اگر رنگ کاغذ کاملا صورتی شد پوستتان ازنظر خاصیت اسیدی طبیعی است
اگر به صورتی کدر گرائید پوست شما خشک وبیش از حد اسیدی است
حال که تا حدی به نوع پوست خود پی بردید بایددر جهت نگهداری از ان وسوق دادن پوست به سمت پوست طبیعی مراقبتهای ویزه ای از پوست خود به عمل آورید .
ذکر یک مسئله بسیار ضروریست و آن اینکه برای داشتن پوستی سالم وشاداب سعی کنید حتی الامکان از مواد ارایشی کمتر استفاده کنید و برای استفاده از مواد آرایشی استاندارد وبهداشتی بهره ببرید . ودقت کنید هرشب ارایش خود را پاک نمایید . از ورزشهای مناسب پوست که اغلب بصورت ماساژ می باشد بهره برید و از ماسکهای مناسب برای طراوت و شادابی پوست خود استفاده کنید .

منبع : انجمن درمانگران ایران
+ نوشته شده در  دوشنبه 23 اردیبهشت1387ساعت 23:11  توسط NICK  | 

ازدواج نکنید اگر...

ازدواج نکنید اگر...

) اگر در خانواده پدری و زندگی مجردی خود، مسئولیت کاری را به عهده نمی گیرید یا در مسئولیت محوله تعلل می ورزید.( تنبلی و بی مسئولیتی)

 

2) اگر با پدر، مادر، برادر و خواهر خود( که به نظر شما غیرمنطقی بوده یا اخلاق دلخواه شما را ندارند) ارتباط سازنده و راضی کننده ندارید و نتوانسته اید تعامل قابل قبولی ایجاد نمائید.(عدم تعامل و ارتباط اجتماعی صحیح با دیگران)

 

3) اگر در زندگی، مرتب شغل خود را عوض کرده اید، با دوستان زیادی به خاطر مشکلاتی قطع رابطه نموده اید، رشته تحصیلی خود را تغییر داده یا ترک تحصیل کرده اید، علائق خود را نیمه کاره رها کرده اید و ثبات فکری، احساسی و رفتاری ندارید.(عدم ثبات فکری، احساسی و رفتاری)

 

4) اگر تصور می کنید; افکار، احساس و رفتار همسرتان را در آینده به دلخواه خود تغییر می دهید.(خطای شناختی)

 

5) اگر به دنبال همسر مناسبی هستید به نحوی که در زندگی مشترکتان در آینده با هیچ گونه مشکلی مواجه نشوید.(خطای شناختی)

 

6) اگر در پی کسب لذت و علائق خود، کارها و مسئولیت هایتان بر دوش دیگران قرار می گیرد.(اصالت لذت، و عدم مسئولیت پذیری)

 

7) اگر فقط منطق و طرز نگرش خویش را قبول دارید و در برابر دیگران حالت دفاعی یا حالت تهاجمی می گیرید و قادر به درک افکار، احساس و رفتار دیگران نیستید.(واکنش دفاعی و خود میان بینی)

 

8) اگر نقاط ضعف و نقاط قوت

 خود را به صورت شفاف نمی بینید.(عدم خودآگاهی)

 

9) اگر تاکنون با نظرات، انتقادات و پیشنهادات دیگران، تغییری در رفتارهای شما ایجاد نشده است.(عدم مدیریت خود یا خود مدیریتی)

 

10) اگر مسائل کاری شما مانع ارتباط دوستانه، و ارتباط دوستان شما مانع ارتباط صمیمی در خانواده(خانواده پدری) می شود یا مسائل و مشکلات شخصی شما در تمام حوزه های زندگی تان تاثیر می گذارد و در هم تنیده می گردد.(مشکل در تقسیم وظایف و تعارض نقش ها)

 

11) اگر به هیچ وجه قادر به تغییر برنامه های از قبل طراحی شده خود نیستید(حتی اگر شرایط تغییر کند) و بسیار متعصب، خشک و غیرقابل انعطاف هستید.( عدم انعطاف پذیری لازم)

 

12) اگر قادر به درک احساسات، رفتار و افکار خانواده، دوستان و همکارانتان(که متفاوت از شما عمل می کنند)، نمی باشید.(عدم اگاهی اجتماعی)

 

13) اگر بیشتر به جای گوش کردن، صحبت می کنید و بیشتر از آنکه سعی کنید دیگران را بفهمید، سعی دارید که دیگران شما را درک کنند.(عدم مدیریت رابطه)

 

14) اگر بسیار هیجان طلب هستید و صرفا، هیجانات شما را به سویی می کشاند و قادر به تعویق انداختن خواسته هایتان نیستید.(هوش هیجانی پائین)

 

15) اگر برای رفتار، احساس و گفتار خود روش و برنامه ای ندارید و منفعلانه و واکنشی نسبت به دیگران عکس العمل نشان می دهید.(رفتار بی تعقل یا انعکاسی، مشکل در شیوه حل مسئله)

 

16) اگر عادت دارید به جای حل مشکلات از آن ها فرار کنید یا اجتناب بورزید یا واکنش شما به مسائل بی تفاوتی هست.(پاسخ اجتنابی به رویدادها)

 

17) اگر در آینه نگاه دیگران، شما فردی غرغرو، سرزنش گر، وابسته، احساساتی، بدبین، گوشه گیر، پرخاشگر، دمدمی مزاج، خودخواه، گوشت تلخ، غمگین یا تکانشی(کسی که یکباره بدون مقدمه و از روی احساس دست به عملی می زند و پیامدهای آن را نمی سنجد) به نظر می آئید.(اختلال شخصیت)

 

18) اگر فکر می کنید، از میان چند میلیارد ساکنین کره زمین، فقط و فقط یک شخص مناسب شماست و ارزش ازدواج دارد و در غیر این صورت زندگی شما بی معنا شده و باید بمیرید یا تا آخر عمر مجرد بمانید.(خطای شناختی، عدم کنترل احساس، هوش هیجانی ضعیف)

 

19) اگر بدون اینکه خود را دقیقا ارزیابی کنید و بشناسید،  دنبال همسر مناسب می گردید.( عدم شناخت خود)

 

20) اگر وضعیت فعلی تان راضی کننده نیست و برای رهایی و فرار از موقعیت، اقدام به ازدواج می کنید.(مشکل در شیوه حل مسئله)

+ نوشته شده در  جمعه 20 اردیبهشت1387ساعت 3:10  توسط NICK  | 

انگيزه هاي غلط براي ازدواج

انگيزه هاي غلط براي ازدواج
بـعضي اوقات افراد دم بخت به دلايل عجيب و غريبي ازدواج مي كنند. گاهي نـيز دلايل خوب و موجهي براي انتخاب فرد به خصوصي در سر دارند. آيا شما هم تحت فشار هسـتـيـد كـه هرچه زودتر ازدواج كنيد؟
پس بهتر است نگاهي هم به اين «دلايل بد» براي ازدواج بيندازيد:
1- ازدواج كردن فقط به خاطر پول
فــرض مي كنيم فردي كه شما شيفته و عاشقش شده ايد شـخـص ثـروتـمـندي بـاشـد؛ كـه خـوش بـه سعادتان. البته عـاقـلانـه هم نيست كه با آدمي كه كاملاً بي پول اسـت و هـيچ قــصدي هم ندارد كه در آيـنـده در تأمين هزينه هاي زندگي سهمي داشته باشد، ازدواج كنيد، مگر آن كـه حـاضـر باشيد روزي 18 ساعت با كمال رضايت كار كنيد تا قادر باشـيد مخارج سنگين زندگي را تـأمين كنيد. اما ازدواج كردن با يک نفر تنها به خاطر پول، صـرفنـظـر از احـسـاس شـمـا نسبت به آن فرد، تقريباً همواره اشتباه است.
2- ازدواج به خاطر دور شدن از خانه والدين
وقـتـي وضـعيت در خانه پدري، شوم و اندوه بار باشد، ازدواج يك راه گريز محسوب مي شـود. تعجبي ندارد كه خيلي ها اين راه گريز را انتخاب مي كـنـند. اما معمولاً اين مسيري است كه شما را از چاله در آورده و به چاه مـي انـدازد! يکي دو سال ديگر در خـانه پـدر و مادر ماندن، بهتر از آن است كه با نخستين پيشنـهاد ازدواج ، تن به تأهل دهيد، چون آن وقـت مـمـكـن است شريک زندگي تان تا آخر عمر سبب رنجش و آزار شما گردد.
3- علاقه والدين شما به فرد مورد نظر
البـتـه جـاي تـعــجب دارد كه والـدين شـمــا واقعاً همسر آينده شما را دوست بدارند! اما دوست داشتن ايـن فـرد از سـوي آنها دلـيل كافي براي مد نظر قرار دادن ازدواج با آن فرد نيست. سال هاي آينده، زماني كه آنها درگذشتـند و از ميان شما رفتند شما كماكان بايد اسير فرد رؤياهاي آنان باشيد. فردي كه شايد مرد يا زن رؤياهاي شما نباشد.
4- عادت به رابطه دراز مدت
هنگامي كـه دو نفر پس از مدتي آشنايي، تـصـمـيـم ازدواج با يكديگر مي گيرند، اشكالي نـدارد. امـا چـه وقـت اجـبـار بـه دليل «عـادت مـحـض» خـطرناك مي شـود؟ زمــاني كه دو نفر که با يكديگر ازدواج كرده اند و بعد از يكديگر طلاق گرفته اند، (و به هم عادت کرده اند) تصميم بگيرند دوباره شانس خودشان را امتحان كنند. مـطمـئـن بـاشـيـد هـرگاه بار نخست كارساز نبوده باشد بار دوم نيز كارساز نخواهد بود.
5- خواهان فرزند بودن
بله. «بچه دار شدن» قوي ترين محرك براي بسياري از افراد در ازدواج است - اما آيا شما حاضريد فرزندان خود را در شرايط نه چندان ايده آل پرورش دهيد؟ موضوع اينجاست: زماني كه بچه ها بزرگ مي شوند و دنبال زندگي خودشان بروند شـما مجدداً با آن فرد خواهيد بود. هيچ کس كامل نيست، امـا حـداقل کسي را برگزينيد كه بتواند براي فرزندانتان پدر يا مادر خوبي باشد؛ همـچـنـين خود شـما به وي علاقه داشته باشيد و برايش احترام قائل باشيد. در غـير اين صـورت گـزيـنه ديـگري را مد نظر قرار دهيد مثلاً كودكي را به فرزندخواندگي بپذيريد.
6- کسي که به خاطر شما همسرش را کنار گذاشته
معمولاً اين گـونـه ازدواج ها زيـاد دوام نخـواهـد آورد و پـــايه اي براي يك رابطه درازمدت نخواهد بود. ايـن سناريو را در نظر بگيريد: فردي كه شخصي را مي يابد كه حاضر است به همسر يا نامزد خـود خيانت كند، مسـلـماً رابطه آنها استحکامي نخواهد داشت. زيـرا کسي كـه تـوسـط شـما بـه فـرد ديگري خيانت كرده، روزي نـيـز به خود شما خيانت خواهد كرد.
7- يافتن يک ناپدري يا نامادري براي فرزندتان
اگر توانستيد فرد مناسبي را بيابيد به شما تبريك مي گوييم. اما اگر ترديد داريد دست نـگـه داريـد. داشتن يـك نـامـادري يـا ناپدري بي رحم، براي فرزند شما به مراتب سخت تر و ناگوارتر است از اين كه فقط يك پدر يا مادر دلسوز و مهربان بالاي سرش باشد.
8- فشار اجتماعي
تمام دوستان شما ازدواج كرده اند، اما شما هنوز مجرد هستيد... امـا مطمئن باشيد كه تا الان يكي دوتاي آنها طلاق گرفته اند!
پس، خودتان باشيد. هنگــامي كه مثلاً خاله شما در مورد اين که آيا تصميم به ازدواج داريد يا نه از شما سؤال مي كند، توجهي نکنيد. بهتر است تنها باشيد تا اين كه با کسي ازدواج كنيد كه سبب بـدبـخـتـي شـمـا گــردد. هيچگاه تنها به خاطر آنكه متأهل شويد معيارهاي خود را پايين نياوريد. 

 

+ نوشته شده در  جمعه 20 اردیبهشت1387ساعت 3:4  توسط NICK  | 

مزایای ازدواج

مـوفـقـیت در ازدواج تنها در تامین مادیات خلاصه نمی شـود،
بلکه باید برای رسیدن به آن تلاش کنیم. تحقیقات گویای این
مـطــلب هستند که تمام افراد خانواده در یک زندگی مشترک
سـالم، سـعـادتمـند و کامل از مزایای آن بهرمند خواهند شد.
در ایـن قسمت نتـیـجه تحقـیـقـاتی را كه در مورد داشتن یک
ازدواج سالم به عمل آمده را از نظرتان می گذرانیم.
هــمه ما می دانیم که خداوند به مزایای زندگی مشترک آگاه
است و به همین دلیل بوده که زن ها و مردها را تشویق به ازدواج کرده و نتیجه این تحقیق چیزی جز سخنان خداوند نیست.

مزایای ازدواج برای کودکان و نوجوانان
تحقیقات نشان می دهد که کودکانی که در آغوش گرم خانواده بزرگ می شوند برتری های بیشتری نسبت به سایرین دارند که از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
• احتمال ورود آنها به دانشگاه بالاتر است .
• از نظر آکادمیک بچه های موفق تری هستند .
• از نظر جسمی سالم تر هستند .
• از نظر عاطفی سالم تر هستند.
• احتمال خودکشی در آنها کمتر است .
• نا آرامیها و نا هنجاری های کمتری را در مدرسه از خود نشان می دهند .
• احتمال کمتری وجود دارد که قربانی سوء استفاده های جنسی شوند .
• کمتر از الکل و مواد مخدر استفاده می کنند .
• کمتر مرتکب جنایت می شوند .
• ارتباط بهتری با پدر و مادر خود دارند .
• وقتی ازدواج کردند احتمال طلاق کمتر است .
• پیش از ازدواج حامله نمی شوند و یا کسی را بارور نمی کنند .
• کمتر مبتلا به بیماری های جنسی می شوند .
• در زمان نوجوانی از نظر جنسی فعال نمی باشند .
• در فقر بزرگ نمی شوند .


مزایای ازدواج سالم برای خانم ها

تحقیقات نشان می دهد که خانم هایی که در یک ازدواج سالم هستند نسبت به خانم هایی که در ازدواج های نا موفق هستند، مزایای بیشتری دارند؛ از جمله:
• از ارتباط خود راضی تر هستند .
• از نظر احساسی سالم تر هستند .
• از نظر مالی غنی تر هستند .
• کمتر قربانی خشونت، سوء استفاده های جنسی و یا سایر جرم ها میشوند .
• تلاش کمتری برای خودکشی انجام می دهند .
• از الکل و مواد مخدر استفاده نمی کنند .
• کمتر دچار بیمارهای آمیزشی می شوند .
• زیر خط فقر به سر نمی برند .
• با فرزندان خود ارتباط بهتری برقرار می کنند .
• از نظر جسمانی سالم تر هستند .


مزایای ازدواج سالم برای مردها
تحقیقیات مزایای بسیار زیادی را در مورد مردانی که در یک ازدواج سالم هستند نسبت به سایر آقایون پیدا کرده است. به نمونه های زیر توجه کنید:
• عمر طولانی تر .
• سلامت جسمانی .
• تامین مالی .
• اشتغال بلند مدت .
• دستمزد بالاتر .
• ریسک کمتر در روی آوردن به مواد مخدر و مشروبات الکلی .
• داشتن ارتباط بهتر با فرزندان .
• داشتن ارتباط جنسی رضایت بخش تر .
• احتمال کمتر در ارتکاب به جرم و جنایت .
• احتمال کمتر در ابتلا به بیماری های آمیزشی .
• احتمال کمتر در خودکشی .


مزایای ازدواج سالم برای اجتماع
زمانی که در جامعه درصد افرادی که در یک ازدواج سالم هستند بیشتر شود مزایای بی شماری نیز به همراه آن به اجتماع وارد می شود. موارد زیر از نمونه های آن می باشد:
• داشتن شهروندان سالم از نظر فیزیکی .
• دارا بودن شهروندان سالم از نظر احساسی .
• بالا رفتن درصد افراد تحصیلکرده .
• کاهش خشونت های خانوادگی .
• کاهش آمار جرم و جنایت .
• کاهش حاملگی در نوجوانان .
• کاهش میزان ارتکاب به جرم در جوانان و نوجوانان .
• بالا رفتن میزان مالکیت ملکی .
• کاهش میزان مهاجرت .
• افزایش ارزش دارایی های افراد .
• کاهش نیاز به خدمات مشاوره خانوادگی

+ نوشته شده در  جمعه 20 اردیبهشت1387ساعت 3:3  توسط NICK  | 

انتخاب همسر

بهترين زنان شما زني است که وقتي همسرش او را مي نگرد، شاد و مسرورش گرداند. رسول خدا (ص)
در مورد انتخاب همسر به منظور ايجاد و توليد نسل سالم و صالح، احاديث و روايات فراواني وجود دارد که بسياري از آنها حاکي از اهميت قانون وراثت و ثأثير عامل محيط است. پيامبر اسلام براي توليد نسل بهتر، دقيق ترين نکات را در امر انتخاب همسر گوشزد فرموده است که، به برخي از آنها اشاره مي کنيم:
پيامبر فرموده: با خويشاوندان نزديک ازدواج نکنيد زيرا فرزندي [که از آن به ثمر مي رسد] نحيف و ضعيف خواهد بود. چون دانستن سلامتي اجداد غير ممکن است بايد ازدواج ميان خويشاوندان نزديک، ممنوع گردد، زيرا بعضي از بيماري هاي مخفي در افراد وجود دارد؛ که در شرايط خاصي ظاهر مي شود.
شرايط همسر شايسته
1- متدين بودن: اولاً بايد همسر انسان، متدين باشد، زيرا دين مي تواند انسان را از هرگونه انحراف هاي روحي و اجتماعي مصون دارد، و مسلماً زن و مرد با ايمان مطابق موازين و برنامه هاي ديني فرزند خود را تربيت کرده و احساس مسئوليت نسبت به اين امر مي نمايند، پيغمبر اسلام (ص) فرموده است:
«با زن نبايد صرفاً به خاطر زيبايي او ازدواج کرد. ممکن است همين زيبايي او را به پستي و ابتذال سوق دهد، و نه صرفاً براي مال و ثروتش چون ممکن است مال هم، او را طاغي و سرکش سازد. با زن صرفاً به خاطر دين او ازدواج کن».
2- حُسن خلق: که مبدأ اساسي پرورش نسل سالم است، و اين اصل چه در دوران جنيني و شيرخوارگي، و چه در دوران تربيت کودک در خانواده، اثر مستقيم و يا غير مستقيم دارد.
3 - زيبايي و شادابي: که اين امر غالباً کمک به دين است و ضامن جلوگيري مرد از انحراف و خلاف عفت است، به اين معني که زيبايي زن غالباً مردها را اعمال غيرمشروع باز مي دارد. اين موضوع نيز بيشتر با حُسن خلق توأم است. زيرا زن زيبا غالباً داراي اخلاق ملايم و دلچسب است. پيامبر اسلام (ص) براي اطمينان خاطر مرد از زيبايي زن، اجازه داد پيش از ازدواج، مرد او را ببيند، تا خاطر وي از نظر زيبايي و دلپسندي زن مطمئن گردد. رسول اکرم (ص) مي فرمود:
بهترين زنان شما، زيبا چهره ترين آنهاست.
و در حديث ديگر آمده است که پيغمبر اسلام فرمود:
بهترين زن هاي امت من، زيبا چهره ترين و اندک مِهرترين آنهاست.
و نيز ازدواج با زن زيبا معمولاً فرزندان زيبا را نصيب انسان مي سازد.
4- زن بايد ولود باشد: يعني خوش زا و بسيار زا باشد. چون قهراً، فرزند به کانون خانواده حرارت مي بخشد.
5 - اصالت خانوادگي: همسر انسان بايد از خانواده ي اصيل و تربيت شده و نجيب باشد، زيرا او بهتر مي تواند کودکان را تربيت کند. اگر زن، خود فاقد تربيت باشد نمي تواند فرزند خوب پرورش دهد. رسول اکرم (ص) مي فرمايد: از سبزه اي که در ميان کثافات و پليد ي ها مي رويد بپرهيزيد. (مراد زن زيبايي است که در محيط پست و آلوده پرورش يافته باشد.) از نظر علمي اين طور است که اگر سلامتي طرفين تا چند پشت معلوم و صفات خانوادگي آنان شايسته مي بود ازدواج با خويشاوندان موجب تقويت صفات خوب خانوادگي مي شد. ولي چون دانستن سلامتي اجداد غير ممکن است بايد ازدواج ميان خويشاوندان نزديک، ممنوع گردد، زيرا بعضي از بيماري هاي مخفي در افراد وجود دارد؛ که در شرايط خاصي ظاهر مي شود. اگر فرض کنيم شخص سالمي (س) با شخصي که داراي بيماري ارثي نهفته (م) باشد، ازدواج کند، نتيجه از اين قرار خواهد بود، س س + م س = س س × م م ، يعني: نيمي از اين فرزندان سالم خواهند بود، و نيم ديگر از آنها به حسب ظاهر سالم هستند ولي نطفه ي بيماري ارثي در آنها نهفته مي باشد. حال اگر يکي از اين افراد که داراي بيماري ارثي نهفته است با يک شخص سالم ازدواج کند نتيجه به شرح زير خواهد بود: م س ، دوم + س س ، دوم = س س × م س يعني باز هم در اينجا نصف از عده ي فرزندان کاملاً سالم و نصف ديگر ظاهراً سالم خواهند بود؛ و نطفه ي بيماري ارثي در آنها نهفته است. ضمناً بايد دانست که هيچ گونه تفاوتي ظاهراً بين اين دو نوع فرزند ديده نمي شود. پس اگر افراد حامل نطفه ي بيماري با افراد کاملاً سالم ازدواج کنند هيچ وقت بيماري ارثي نهفته آشکار نخواهد شد. ولي هرگاه دو فرد که هر دو حامل بيماري ارثي نهفته باشند با هم ازدواج کنند بيماري ارثي نهفته ي آنان در بعضي فرزندانشان واضح خواهد شد. از اين قرار : 1م م + 2م س + 1س س = م س × م س يعني يک فرزند، سالم خواهد بود. ضمناً لازم است گفته شود که ظهور بيماري ارثي نهفته – در ازدواج بين اشخاصي که هيچ گونه خويشاوندي با هم ندارند- نيز ممکن است وقوع يابد. ولي اين احتمال در ازدواج ميان خويشاوندان، بسيار زياد است.

 

+ نوشته شده در  جمعه 20 اردیبهشت1387ساعت 3:1  توسط NICK  | 

سي باور غلط در ازدواج

«دکتر صبحي، فوق دکتراي روان شناسي»
1- ازدواج باعث درمان مشکلات رواني مي شود.
2- عشق مال داستانهاست و در زندگي واقعي وجود ندارد.
3- ازدواج راهي براي سعادتمند شدن است.
4- ازدواج راهي براي تضمين زندگي فرزندان است (از ديدگاه والدين دختران و پسران جوان).
5- ازدواج راهي براي پيشگيري از انحراف فرزندان است.
6- ازدواج راهي براي فرار از مشکلات است.
7- ازدواج راهي براي جلب رضايت والدين است.
8- حالا ازدواج مي کنم و بعد «او» را تغيير مي دهم.
9- بايد با کسي ازدواج کرد که از همه نظر کامل باشد.
10- زن بايد وارد يک زندگي کامل شود.
11- مهم اين است که جوان ازدواج کند، بقيه مسايل حل مي شود.
12- يک ازدواج هرچند ناموفق بهتر از تجرد است.
13- کسي که به خانواده خود خيلي اهميت مي دهد پس حتماً در زندگي مشترک نيز موفق خواهد بود.
14- ازدواج مي کنم و بعد طلاق مي دهم (مي گيرم).
15- ازدواج يعني خوشبختي و رفاه.
16- ازدواج يعني اسارت.
17- مهريه تعيين کننده موفقيت در ازدواج است.
18- شايد اگر با ديگري ازدواج مي کردم موفق تر بودم.
19- زن و شوهر بايد کاملاً شبيه هم باشند.
20- زن و شوهر بايد همه مسايل خود را به يکديگر بگويند.
21- زن و شوهر بايد کاملاً وقتشان را با هم بگذرانند.
22- زن بايد تابع و مطيع محض مرد باشد.
23- شوهر بايد همسرش را به همه خواسته هايش برساند.
24- زن و شوهر بايد در همه مسائل اتفاق نظر داشته باشند. زن و شوهر بايد تابع هم باشند. زن و شوهر بايد همه فعاليت هايشان مشترک باشد.
25- مرد بايد جلوي زنش در بيايد. به زن نبايد رو داد. نبايد محبتت را نشان دهي. نبايد طرف مقابلت بفهمد که دوستش داري چون آن وقت سوءاستفاده مي کند.
26- افرادي که طلاق مي گيرند حتماً افراد مشکل داري هستند. کسي که طلاق مي گيرد حتماً آدم بدي بوده است.
27- والدين بايد زندگي ما را تأمين کنند.
28- هر نوع زندگي بهتر از طلاق است.
29- طلاق يعني بدبختي.
30- رابطه‌ي جنسي پديده اي گناه آلود يا زشت است.
+ نوشته شده در  جمعه 20 اردیبهشت1387ساعت 3:0  توسط NICK  | 

چند مسأله زير را جدي بگيريد

چند مسأله زير را جدي بگيريد:
1- انتخاب يك خويشاوند و دوست خانوادگي نزديك به عنوان نامزد احتمالي شما و خانوادهايتان سالهاست كه همديگر را مي شناسيد و از نقاط ضعف و قوت هم اطلاع داريد. و اين شروعي قابل اعتماد و امن است و بستگي به خود شما دارد كه آيا اين نوع ازداوج را دوست داريد يا نه.
2- آشنايي و ازدواج دو همكار: به هم‌علاقه مند شدن دو همكار در محيط كار خيلي هيجان انگيز است و بايد تا زمان اعلام نامزدي مخفي بماند تا مشكلاتي پيش نيايد و در شما احساس شرمندگي و گناه روي ندهد و اين موقعي ارزشمند است كه به پيوند مستحكم بيانجامد.
3-كمك گرفتن از قوه تجسم: اگر فردي كه مايليد ملاقات كنيد با تمام وجود پيش خودتان مجسم كنيد او عملأ سر راهتان ظاهر خواهد شد. اين روشي مي تواند روش خوبي باشد.
4- همديگر را خوب بشناسيد: با چند معاشرت كوتاه دست به ازدواج نزنيد، چون اين معاشرت هاي کوتاه ازنظر بعد احساسي بر شما تأثير مي گذارد و اين مسأله مي تواند مانع شناخت دو نفر از يكديگر مي شود.
5-هر چند جوان تر باشد كمتر نگران موفقيت حتمي روابط هستيد و اين روابط آسان تر رخ مي دهد.
6-به كارهايي كه در ذهن داريد عمل كنيد تا همه چيز طبق برنامه شما پيش برود.
7-هر چقدر مسن تر شويد بيشتر نگران موفقيت رابطه ها هستيد و سخت تر كسي پيدا مي شود، پس مواظب بالا رفتن سن خود باشيد.
8- آداب معاشرت و احترام به حقوق ديگران و مكاتبه به طرز صحيح و آداب غذا خوردن را در شرايط خاص جدي بگيريد.
 
دوران تاهل:
اكثر ما در اعماق وجودمان آرزو داريم مه با يك نفر زير يك سقف زندگي كنيم و همدلي دلسوز و مهربان داشته باشيم. كسي كه به نيازهاي روحي و جسمي ما واقف باشد و از با او بودن لذت ببريم ولي همه چيز به طرز فكر خودمان بستگي دارد. خانم ها دوست دارند فكر كنند كه فقط يك مرد بي عيب و نقص و با كمال برايشان وجود دارد كه تقدير او را رقم مي زند و آقايان فكر مي كنند كه مي‌توانند چندين زن را ملاقات كنند و از بين آشنايي هاي متعدد يکي را انتخاب كنند. ولي تأهل به معناي واقعي اين است كه شريكي مناسبي در زندگي پيدا کنيم. اين ازدواج است که امتيازاتي به فرد مي دهد از جمله هم صحبتي، شانه اي براي گريستن و خالي كردن بار غم و بازويي براي حمايت و امنيت يافتن در پناه آن و رفع نيازهاي جسماني.

نكاتي براي موفقيت در زندگي زناشويي
1- حدود مرزهايي براي اعمال و رفتار فرد متأهل ترسيم كنيد.
2- مسايل را به آرامي در هنگام مشاجره تحليل كنيد و بدون فرياد كشيدن بر سر هم ارتباط برقرار كنيد و به كمك همديگر بر هر مشكلي غلبه كنيد.
3- حرف زدنتان همراه با فكر و آگاهي باشد ولي گفت و گو هاي مهم را نبايد در يك جشن تولد سينما، كنسرت، از مسافت دور، پاي تلفن بيان كنيد بلكه بايد موقع شام و در منزل باشيد تا مؤثر واقع شود.
4- سعي كنيد از القابي خوب و در جاي مناسب استفاده كنيد همچنين شرايط را هم در نظر بگيرد.
5-رك و بي ريا باشيد و از نق زدن و غر غر كردن دوري كنيد.
6-دوستانتان را به فراموشي نسپاريد تا در مواقعي بتوانيد از آن ها كمك بگيريد.
7- توازن ايجاد كنيد و سعي كند پنهان کاري در ميان نباشد.
8- در محيط زندگي مدتي طول مي كشد تا به عادات هم خو بگيريد ولي لازم است سازش كنيد.
9-موضوع ازدواج را ساده تلقي نكنيد و اعتماد به نفس داشته باشيد و بر اوضاع مسلط باشيد.
10- با همسرتان سعي كنيد در بيرون منزل قرار ملاقات بگذاريد و به او هديه بدهيد ولي در انتخاب آن شرايط كاملاً دقت كنيد.
11- آقايان بعد از خستگي نياز به آرامش و احتياج به خواب دارند و از راه رفتن در اتاق و به دنبال چيزي گشتن و صحبت راجع به چيزي كه ضرورت ندارد خسته و عصبي مي شوند. مردان خستگي خود را با روشن كردن راديو و تلويزيون به شما نشان مي دهند.

+ نوشته شده در  جمعه 20 اردیبهشت1387ساعت 2:58  توسط NICK  | 

مهارتهاي زندگي

ظرفيت روان شناختي يك فرد عبارت است از " توانايي شخص در مواجهه با انتظارات و دشواري‌هاي زندگي روزمره. " بالابودن ظرفيت روانشناختي ؛ اين امكان را به شخص مي‌دهد كه زندگي خود را در سطح مطلوب رواني نگه دارد و اين توانايي را به صورت رفتار سازگارانه و عمل مثبت و مؤثر متبلور سازد.
يكي از راه‌هاي پيشگيري از بروز مشكلات رواني و رفتاري ارتقاء ظرفيت روانشناختي افراد مي‌باشد كه از طريق آموزش مهارتهاي زندگي جامه عمل مي‌پوشد. مهارتهاي زندگي عبارت است از مجموعه‌اي از توانايي‌ها كه زمينه سازگاري و رفتار مثبت و مفيد را فراهم مي‌آورند. پژوهش‌هاي متعدد و گسترده‌اي تأثير مثبت آموزش مهارتهاي زندگي را در كاهش سوء مصرف مواد ، پيشگيري از رفتارهاي خشونت‌آميز ، تقويت اتكا به نفس ، افزايش مهارتهاي مقابله با فشارها و استرس‌ها ، برقراري روابط مثبت و مؤثر اجتماعي و ... نشان داده‌اند.
نيازهاي زندگي امروز ، تغييرات سريع اجتماعي فرهنگي ، تغيير ساختار خانواده ، شبكه گسترده و پيچيده ارتباطات انساني و تنوع ، گستردگي و هجوم منابع اطلاعاتي انسان ها را با چالشها ، استرس‌ها و فشارهاي متعددي روبرو نموده است كه مقابله مؤثر با آنها نيازمند توانمندي‌هاي رواني- اجتماعي مي باشد . فقدان مهارتها و تواناييهاي عاطفي ، رواني و اجتماعي افراد را در مواجهه با مسائل و مشكلات آسيب پذير نموده و آنها را در معرض انواع اختلالات رواني ، اجتماعي و رفتاري قرار مي‌دهد .
پژوهش‌هاي بي‌شمار نشان داده‌اند كه بسياري از مشكلات بهداشتي و اختلالات رواني عاطفي ريشه هاي رواني اجتماعي دارند از جمله پژوهش در زمينه سوء مصرف مواد نشان داده است كه سه عامل مهم با سوء مصرف مواد رابطه دارند كه عبارتند از عزت نفس ضعيف ، ناتواني در بيان احساسات و فقدان مهارتهاي ارتباطي ( مك دانالد و همكاران ، 1991) . همچنين زيمرمن و همكاران (1992) بين احساس خود كارآمدي شخصي و موفقيت تحصيلي همبستگي معنا داري يافتند . مطالعات زيادي دلالت بر آن دارند كه بين عزت نفس ضعيف و سوء مصرف الكل و دارو ( سينگ و مصطفي ، 1994) ، بزهكاري ( دوكزو لورج ،1989) ، بي بندوباري جنسي
( كدي، 1992) و افكار خود كشي ( چوكت ، 1993) رابطه وجود دارد . بنابراين با توجه به مدارك و شواهد علمي و به منظور پيشگيري از بروز آسيب‌هاي اجتماعي مانند خودكشي ، اعتياد ، خشونت ، رفتارهاي بزهكارانه و اختلالات رواني لازم است به موضوع بهداشت رواني و اهميت آن توجه بيشتري شود .
از طرفي ماهيت مشكلات رواني اجتماعي به گونه اي است كه مقابله با آن در سطوح بعدي مداخله ( پيشگيري ثانويه و ثالث ) نه تنها هزينه‌هاي قابل ملاحظه‌اي را از نظر نيروي انساني و مسايل مالي بر جوامع تحميل مي‌كند ، بلكه اثر بخشي و كارآمدي آن نيز بسيار محدود و حتي در مواردي ناچيز است . به عنوان مثال بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه وقتي يك شخص وابستگي دارويي ( اعتياد ) پيدا كرد ، در خوشبينانه‌ترين حالت 20 الي 30 درصد موارد احتمال بهبود وجود خواهد داشت و حتي تحت اين شرايط نيز احتمال عود مجدد مشكل وجود خواهد داشت ( كاپلان و سادوك ، 1988؛ تايلور ،1995) .
اين واقعيات باعث شده كه صاحب‌نظران و متخصصان حيطه بهداشت رواني در جهان تمام كوشش و توجه خود را حول محور برنامه‌هاي پيشگيري در سطح اول متمركز سازند . به همين منظور برنامه‌هاي پيشگيري هم در سطح عام و با هدف كاهش و كنترل انواع آسيب‌هاي رواني – اجتماعي و هم در سطح خاص و در رابطه با كاهش و كنترل مشكلات خاص ( از قبيل وابستگي دارويي ؛ افسردگي ؛ و ...) در نقاط مختلف جهان طراحي و به مورد اجرا گذاشته شده‌است.
مهارتهاي زندگي شامل مجموعه اي از توانايي‌ها هستند كه قدرت سازگاري و رفتار مثبت و كارآمد را افزايش مي‌دهند . در نتيجه شخص قادر مي‌شود بدون اين كه به خود يا ديگران صدمه بزند ، مسئوليت‌هاي مربوط به نقش اجتماعي خود را بپذيرد و با چالش‌ها و مشكلات روزانه زندگي به شكل مؤثر روبه‌رو شود . محققان تأثير مثبت مهارتهاي زندگي را در كاهش سوء مصرف مواد ، استفاده از ظرفيت ها و توانمندي هاي هوشي و شناختي ، پيشگيري از رفتارهاي خشونت‌آميز ، افزايش خود اتكايي و اعتماد بنفس و ... مورد تأييد قرار داده‌اند. به ويژه در كاهش سوء مصرف مواد بر نقش كليدي مهارتهاي زندگي تأكيد مي شود . هم چنين آموزش اين مهارتها به عنوان يك روش عام پيشگيري از آسيب هاي فردي و اجتماعي مورد تأكيد بوده‌است. در مطالعه اسميت (2004) نشان داده شد كه آموزش مهارتهاي زندگي به‌طور قابل توجهي منجر به كاهش مصرف الكل و مواد مخدر در جوانان مي‌گردد. اسميت و گري (2005) نيز نشان دادند آموزش مهارتهاي زندگي اثر معني‌داري بر توانائيهاي رهبري و مديريت در جوانان دارد. فرايند نقش مهارت‌هاي زندگي در ارتقاي بهداشت روان را به شكل زير مي‌توان نشان داد :
يادگيري موفقيت آميز مهارتهاي زندگي ، احساس يادگيرنده را در مورد خود و ديگران تحت تأثير قرار مي دهد و علاوه بر اين كسب اين مهارتها نگرش ديگران را نيز در مورد فرد تغيير مي دهد . به همين خاطر كسب مهارت هاي زندگي هم شخص را تغيير مي دهد و هم محيط را ، و اين اصل دو سويه ، ارتقاي بهداشت روان را شتابي دوچندان مي بخشد .
موارد كاربرد مهارت هاي زندگي
الف ) افزايش سلامت رواني و جسماني
1- تقويت اعتماد به خويشتن و احترام به خود
2- تجهيز اشخاص به ابزار و روش‌هاي مقابله با فشارهاي محيطي و رواني
3- كمك به تقويت و توسعه ارتباطات دوستانه ، مفيد و سالم
4- ارتقاي سطح رفتارهاي سالم و مفيد اجتماعي.
ب) پيشگيري از مشكلات رواني ، رفتاري و اجتماعي شامل پيشگيري از :
1- مصرف سيگار و سوء مصرف مواد مخدر
2- بروز اختلالات رواني و مشكلات رواني – اجتماعي
3- خودكشي در نوجوانان و جوانان
4- رفتارهاي خشونت‌آميز
5- شيوع ايدز
6- بي‌بند و باري جنسي
7- افت و كاهش عملكرد تحصيلي
مهارتهاي 10 گانه زندگي عبارتند از:
خودآگاهي - روابط بين فردي -ارتباط -تفكر نقادانه -تفكر خلاق -تصميم‌گيري -حل مسئله - مقابله با فشار -مقابله با هيجان‌هاي ناخوشايند -هم‌دلي
+ نوشته شده در  جمعه 20 اردیبهشت1387ساعت 2:56  توسط NICK  |